X
تبلیغات
شیپور

وب نما: پنجره ای بر مباحث میان رشته ای فرهنگ و علوم ارتباطات

فاطمیه‌ای دلگیرتر از گذشته، اما زنده‌تر از همیشه

 

فاطمیه‌ای دلگیرتر از گذشته، اما زنده‌تر از همیشه

همشهری آنلاین

تاریخ : سه شنبه 12 اسفند 1393 - 17:22:53 کد مطلب:288856

سرویس خبری: اندیشه اهل بیت

دکتر حسن بشیر*:

امسال ایام فاطمیه دلگیرتر از هر سال آغاز می‌شود. این دلگیری و غم و سوز نه تنها در مصیبت شهادت دُردانه خلقت، ام ابیها و فاطمه زهرای بتول (علیها السلام) ریشه دارد که هر سال دل‌ها را آتشین‌تر می‌کند، بلکه علاوه بر آن، فقدان عالم نستوه، فقیه بصیر و استاد اخلاق حضرت آیت‌الله مهدوی کنی (قدس سره الشریف) این درد و غم را افزون‌تر کرده است.

امسال نیز چون سال‌های گذشته وارد مجلس فاطمیه‌ای می‌شویم که پرچمدارش چون سال‌های طولانی آن شیخ اخلاق بود که با همان چهره نورانی و قلب مهربان و مطمئن، گویی همچنان در کنار در ورودی مجلس نشسته‌اند. سلام می‌کنیم و دستش را می‌بوسیم. عطر بهشتی همه جا پراکنده می‌شود. مجلس فاطمیه، بهشتی است که غمگین است. قطعه‌ای بهشتی است که با آه و درد و اشک ساخته شده است. مهدی فاطمه در این قطعه‌های بهشتی حضور تام دارند.

آشنایی با ایام فاطمیه

من، نفس گرم آن حضرت را احساس می‌کنم. مجلس همچنان با نام و یاد ایشان زنده است. حضرت آیت‌الله مهدوی کنی (ره) نیز در همین مجلس است. زنده زنده و من و همه آنان‌که حضور قلبی یافته‌اند و در آن مجلس شرکت کرده‌اند، با نفس وی زنده‌تر شده‌اند. یاد فاطمه (ع) همه را زنده می‌کند. زندگی در سایه آن حضرت است که معنا یافته است.

مجلس هنوز ادامه دارد. به پایان نمی‌رسد این مجلس. و من و مای شرکت‌کنندگان در سایه آن وجود نازنین همراه با مهدی فاطمه عزاداری می‌کنیم، برای سیده بهشت، برای فاطمه اطهر و برای ام ابیها (سلام الله علیها).

این اشک‌ها، تاریخ دارند. ریشه دارند و عمیق‌تر می‌شوند در دل‌های عاشقان. زمان، این اشک‌ها را نمی‌خشکاند، هرگز. و شعله‌های درد آن خاموش نمی‌شوند، هیچ‌گاه. ما فرزند درد و غم و اشک تاریخ خسته از ظلم و ستم‌ایم و با همین درد و اشک، جهان را با مهدی فاطمه به گلستان تبدیل خواهیم کرد. الیس الصبح بقریب.

 

مجلس هنوز پایان نیافته است. اشک‌های آیت‌الله مهدوی هنوز بر گونه‌های ایشان جاری است. چهره‌اش نورانی‌تر شده است. این مرد همیشه قطعه‌ای از نور بود. مؤمن یک وجود نورانی است. درد و درد و درد نیز ادامه دارد و من، صندلی وی را در کنار در ورودی مجلس می‌بینم که بر روی آن هنوز نشسته‌اند. حضور تام دارد این وجود نازنین. هنوز زندگی ادامه دارد و ما در سایه آیت‌الله همچنان در مجلس فاطمیه در کنار وی حضور داریم. مجلس فاطمیه با نام وی جاودان خواهد بود در دانشگاهی که به نام فرزند فاطمه (ع) بنیان‌گذاری شده است. آیت‌الله همچنان در کنار ما زنده است و ما با وی هر روز زنده‌تر می‌شویم.

*عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق (ع)

لینک مطلب:

http://www.hamshahrionline.ir/details/288856

 

دل نوشته های تشنه

دل نوشته های تشنه

(آغازی همراه با آه)


دل نوشته های من تشنه ی آهی از عمق زندگی هستند که مرا به خلسه های نورانی برسانند. آهی که می گویم، جنس آن هر چه باشد مهم نیست. آه ها اصولا با دلها پیوندی محکم و مستحکم دارند. آه ها، همیشه دماسنج دل هستند که می دانند با چه درجه ای از حرارت در حال تپش است. تپش دل، انعکاسی از آه است که به صورت موزون بر لب ها جاری می شود. این توازن آه و تپش نیز حکایتی دیرینه در ادبیات عشق و عاشقی دارد که همچنان ریشه در هنرمندی دلها دارد. هنری که تنها آنانکه دل دارند و دلدار می شناسند، آن را دارند و بخوبی نگهبان آن هستند.

دل نوشته های تشنه، تشنه ی آه های آتشینی است که هر دم از قلب ها بر می خیزد و بر لب ها جاری می شود. این جریان یک حرکت دوسویه میان قلب و لب است. آه، بازتاب تپش قلب است و قلب انعکاس تشنگی لب است. و این تشنگی است که دل نوشته هایم را ساخته اند و خود نیز از تشنگی سهم بسزایی برده اند.

در میان این جریان و حرکت دوسویه، حرف های زیادی نهفته است. آه، یک جریان روایت محور است. روایتی از پیوندها و وصل ها ، داستانی از فصل ها و جدایی ها، سخنی از دلهای سوخته، فهمی از عقل های حیران، غمی ترسیم یافته بر صفحه روح. و این آه است که وصل را با فصل پیوند می دهد و روح را با حیرانی خود.

خوب یا بد، این دل نوشته ها، آغشته اند از آه. بیخود نیست که در لابلای آنها، هیچ چیزی بجز صدای دلخسته ای شنیده نمی شود که خودش نیز می سوزاند دل خود را، و نهان می سازد در دل خود حرف های نهفته را.

من با آه دل، دل نوشته های تشنه را نوشته ام. در حقیقت آنها را بازگو کرده ام. آهی که خود ساخته و پرداخته دل هست و جاری است، چون چشمه ای که از دل حیات برخاسته است. نیازمند این همه سخن نیست این آه سخنور. خود سخن را الهام می بخشد و او را به سخن وا می دارد. در حقیقت، سخن در سخن است که جلوه گری آه را عیان می سازد. آه، سخنی دارد و سخن نیز آهی. و این هر دو با دل آمیخته اند. و در نهایت، خود، دل نوشته های آه را به نگارش در آورده اند.

تشنگی در این میدان برهوت پر از آه های تشنه، در آغاز، دل نوشته ها را با خود سهیم نکرده بود. این دل بود که نوشته ها را با دلبستگی های خود با آه پیوندی محکم ساخت و راه وصل آن را هموار کرد. و اینجاست که دل نوشته های تشنه نه تنها تشنگی را به سفره لب دعوت کردند، بلکه گرمی نفس خود را بر دل نیز نشاندند و اینگونه عاشقانه ترانه های دل نوشته های تشنه را سرودند.

من در میان این سروده های آغشته از آه و لب و دل، تنها یک نوشته هستم که از دل آنها برخاسته ام چون ققنوس. از دردِ آه بخود می پیچم و از آتش دل می سوزم. و این تنها سهم کوچکی از آهی است که با دل نوشته های من عجین شده است. هماوازی من نیز در لابلای همسازی و همنوازی آنها است که چنین به آواز برخاسته است و می رود تا نفخ صور. آنجا که هیچ آهی تاب ماندن ندارد و هیچ دلی قدرت تپش را نیز. اما من، همچنان، میان این دو ماندن و راندن، نوشتن را برگزیده ام که نوعی خواندن است. خواندن آهی که می ماند و آهی که نمی ماند.

حسن بشیر

تهران، یکشنبه، 10/12/1393  

·      ** این دل نوشته ها، بنا به اقتضای زمان ادامه خواهند داشت، اگر عمری باشد.

دانشنامه علوم ارتباطات بر ویترین کتابفروشی‌ها

کتابی تازه از حسن بشیر به بازار آمد

دانشنامه علوم ارتباطات بر ویترین کتابفروشی‌ها



خبرگزاری کتاب ایران

تایخ انتشار : شنبه ۹ اسفند ۱۳۹۳ ساعت ۰۹:۵۴


نخستین جلد دانشنامه علوم ارتباطات دربردارنده واژگان حوزه‌های عمومی ارتباطات به قلم دکتر حسن بشیر، عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق (ع) بر ویترین کتابفروشی‌ها نشست.


دانشنامه علوم ارتباطات بر ویترین کتابفروشی‌ها


حسن بشیر در گفت و گو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) عنوان کرد: این دانشنامه با هدف بومی سازی علمی، معرفی اندیشمندان داخلی، مفهوم شناسی، نظریه پردازی و استخراج و معرفی مفاعیم بنیادین در علوم انسانی و اجتماعی تهیه و تدوین شده است.


وی افزود: دانشنامه شامل حوزه های مختلف است که به صورت مجموعه هایی در رشته های خاص تهیه و تدوین می شود. نخستین مجموعه دانشنامه علوم ارتباطات، دربردارنده هشت جلد شامل ارتباطات، روابط عمومی، ارتباطات بین الملل، ارتباطات میان فرهنگی، روش های کیفی، مطالعات رسانه، تبلیغات و افکار عمومی و ژورنالیسم است که اکنون فقط دانشنامه علوم ارتباطات آماده و منتشر شده است.


بشیر با بیان این که شیوه ای که برای تدوین این دانشنامه به کار گرفته شده در شش مرحله پیش بینی شده است، عنوان کرد: مطالعه دقیق کتاب های علمی معتبر در حوزه خاص و شناسایی مفاهیم و واژه های مهم کلیدی آنها که همراه با تعریف مشخص و دقیق و مستند است، یکی از این مراحل به شمار می آید. البته انجام این کار، خیلی دقیق و به شدت تخصصی بود، زیرا فهم این‌که یک مفهوم در حوزه علمی خاص یک مفهوم بنیادین و دارای تعریف خاص که قابل استناد باشد کاری علمی، تخصصی و دقیق به شمار می آید که نیازمند تجربه علمی و تخصص لازم است.

 

وی یادآور شد: درج کلید واژه به فارسی و معادل آن به انگلیسی  به معنای ایجاد یک فرهنگ لغت انگلیسی برای واژه های مرتبط برای هر رشته علمی است و اهمیت دارد. این کار بعدها می تواند مانند تولید یک فرهنگ لغت کابردی در این رشته به طور جداگانه باشد که قابلیت انتشار در قالب یک کتاب هم دارد.


این عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق (ع) مطالعه و بررسی کتاب های معتبر، تالیفی و ترجمه ای را یکی دیگر از اقدامات و ضروریات نگارش این دانشنامه معرفی کرد و گفت: بررسی کتاب های تالیفی و ترجمه ای از هر زبان به فارسی و در هر رشته برای شناسایی مفاهیم و تعاریف کاملا مستند که بتواند معنا و تعریف خاصی را از آن مفهوم منعکس کند، اقدام دیگر در این زمینه به شمار می آید. هر تعریف باید مستند به صاحب تعریف باشد و از سویی تعریف و ترجمه نمی تواند از اعتبار کافی برخوردار باشد، مگر این‌که مولف یا مترجم آن صاحب اعتبار خاصی در حوزه باشد. به همین دلیل مهم‌ترین آثار از مهم‌ترین نویسندگان و معتبرترین آنها که معمولا در عرف دانشگاهی و علمی دارای یک تعریف خاص و مورد قبول هستند، انتخاب می شود.


به گفته وی، تعاریف این مجموعه از رویکرد مستندسازی تبعیت می‌کند و به عنوان یک نقل قول مستقیم دارای همه ویژگی های مستندسازی است که معمولا در این موارد مرسوم هستند، خواهد بود. به عبارت دیگر، امانت داری در نقل قول به شدت مورد توجه قرار گرفته، حتی اگر متن نقل قول شده ضعف ویراستاری داشته باشد.


نوعی غنی سازی علمی

وی با بیان این‌که علاوه بر ارائه تعریف ها، تلاش شده رویکردهای مهم، نظریات اساسی، مزایا و معایب مرتبط با هر مدخل نیز برای بهره برداری بیشتر، آورده شوند، افزود: در این رابطه تلاش کردم تمام کتاب های مهم و معتبر در هر رشته را بررسی کنم و برای هر واژه یا مفهوم، بیشترین تعاریف و سایر موارد مرتبط جمع آوری شوند. بنابراین فقط کتاب ها و نه قالب های دیگر نوشتاری مثل مقاله مورد توجه و تاکید قرار خواهند گرفت.


وی با بیان این که تهیه دانشنامه ای در حوزه وسیع علوم انسانی و اجتماعی فواید زیادی دارد، یادآور شد: جمع آوری تعاریف مختلف از مفاهیم و واژه های علمی خود نوعی غنی سازی علمی و زمینه ای برای مفهوم سازی و نظریه پردازی های بعدی به شمار می آید، همچنین ارائه تعاریف علمی و مستند، نوعی از تبیین ابعاد نظری یک حوزه علمی را شامل می شود که با فهم و تبیین مفاهیم آن می تواند گسترش معنایی و نظری آن حوزه را تعیین کرد.


بشیر ادامه داد: تعاریف مستند، خود نوعی از مستندسازی تعاریفی است که می توان با انتخاب بهترین ها یا نزدیکترین آنها با رویکردهای مختلف مورد تاکید قرار دارد و ساختارهای بعدی نظری بر مبنای تعاریف مورد قبول تر برای هر محقق، طراحی و ارائه کرد.


این عضو هیات علمی دانشگاه امام صادق (ع) تاکید کرد:  یکی از انگیزه های مهم در تدوین این واژه نامه، همین نگاه نو به طرح نام و دیدگاه اندیشمندان و استادان ایرانی به مفاهیم مختلف است. متاسفانه ما به اندازه کافی تلاشی در طرح نام و دیدگاه های این افراد در کنار اندیشمندان خارجی انجام نداده ایم و این حرکت شاید فتح بابی برای یک حرکت وسیع برای بومی سازی علمی تلقی شود، حرکتی که نه تنها باید در تعاریف مفاهیم گنجانده شود، بلکه در طراحی نظریه ها، اندیشه ها و دیدگاه ها تعقیب شود.»


بشیر گفت:این حرکت نه تنها هر تعریف با با یک اندیشمند پیوند دهد بلکه فراتر از آن، آن را به نام وی ثبت می کند که خود می تواند از هر سوءاستفاده بعدی، به ویژه در نقل قول های غیرمستند، جلوگیری و فرایند تولید علم را درست تر کند. این حرکت همچنین می تواند در صورت گسترش، از هرنوع بی اخلاقی علمی در انتساب تعاریف مختلف به نام خود در حالی که متعلق به دیگری است، جلوگیری کند که این خود در تزکیه حوزه های علمی از هر گونه دستبرد ناروا دور می کند.


اهمیت دایره المعارف ها

دکتر بشیر  با اشاره به اهمیت دایره المعارف ها، افزود: دایره المعارف ها و دانشنامه ها از مهم ترین متونی هستند که به عنوان متون مرجع استفاده می شوند و یکی از دلایل اساسی اهمیت آنها، دسترسی آسان افراد به معانی و توضیحات اساسی مربوط به مفاهیم، نظریه ها و واژه های مختلف مرتبط در علوم گوناگون است.


به گفته وی، اکنون با توجه به اهمیت تعاریف مختلف واژه ها و مفاهیم علمی، به واژه نامه هایی نیاز داریم که به شکل دایره المعارفی تهیه شده و بتوانند مجموعه کامل و مستندی از تعاریف مرتبط ارائه کنند تا در زمینه های مختلف بهره برداری شوند، زیرا تعریف یک واژه یا تعریف یک مفهوم مهم‌ترین عنصر در مباحث علمی است و تعاریف مفهومی و نظری، بنیان نظریه های علمی را می سازند و اساسی ترین عناصر حوزه های علوم مختلف هستند و می توان گفت بدون این تعریف ها، طراحی ساختار نظری و حتی روشی این علوم امکان پذیر نیست.


به گفته وی، جلد دوم این دانشنامه با موضوع روابط عمومی، نگاشته شده و اکنون در مراحل پایانی ویراستاری قرار دارد و پیش بینی می شود اوایل سال آینده منتشر و روانه بازار نشر شود.


نخستین جلد دانشنامه علوم ارتباطات در 403 صفحه، شمارگان سه هزار نسخه و بهای 27 هزار تومان توسط انتشارات کارگزار روابط عمومی منتشر و روانه بازار نشر شده است.


لینک خبر

http://ibna.ir/fa/doc/book/218705/دانشنامه-علوم-ارتباطات-ویترین-کتابفروشی-ها

قرائتی گفتمانی از راهپیمایی ۲۲ بهمن

قرائتی گفتمانی از راهپیمایی ۲۲ بهمن

همشهری آنلاین

تاریخ : شنبه 2 اسفند 1393 - 18:21:03 کد مطلب:287829

سرویس خبری: دیدگاه - ایران


دکتر حسن بشیر

عضو هیئت علمی دانشگاه و استاد جامعه‌شناسی ارتباطات بین‌الملل


سمینار یک روزه «بررسی ابعاد جامعه- مردم- ارتباط شناختی راهپیمایی در ایران با تاکید بر راهپیمایی ۲۲ بهمن» پنجشنبه مورخ ۳۰ بهمن ۱۳۹۳ در پژوهشکده باقرالعلوم (ع) سازمان تبلیغات اسلامی برگزار شد که حرکتی شایسته تقدیر است.

موضوع بررسی «راهپیمایی 22 بهمن» برای اولین بار توسط دانشکده معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع) در سال 1384 آغاز ولی در پس از گذشت حدود ده سال این موضوع به بحث جدی تبدیل شد که این توجه مجدد به آن، نیازمند تحلیلی گفتمانی است.

اصولاً گفتمان‌ها نیازمند «زمان»، «تفکر»، «قدرت جمعی» و «نیاز فرهنگی- اجتماعی» هستند تا در دوره معقولی به یک هژمونی معنایی تبدیل شوند. این دوره را می‌توان «دوره گذار گفتمانی» نامید. دوره‌های گذار گفتمانی در جوامع مختلف، به همان چهار عنصری است که در بالا گفته شد، بستگی دارند. مرور «زمان» نوعی از «مقایسه گفتمانی» را با گذشته ایجاد می‌کند، «تفکر» گونه‌ای از «پختگی گفتمانی» را به وجود می‌آورد، «قدرت جمعی» راه را برای «هژمونیک‌سازی گفتمانی» هموارد می‌سازد و بالاخره «نیاز فرهنگی- اجتماعی» موتور گفتمانی را برای گفتمان‌سازی اجتماعی روشن می‌کند.

گذشت ده سال برای توجه مجدد به گفتمان 22 بهمن، خود نیازمند تحلیل گفتمانی بر پایه 4 عنصر فوق است. مرور زمان، به گونه‌ای تفاوت این گفتمان را با گفتمان‌های دیگر روشن کرد. تفکر در مورد چیستی، چرایی و چگونگی این گفتمان در بطن جامعه و در مراکز علمی و دانشگاهی اگر چه به شکل ناخواسته، ناآگاه و نامریی بود، اما تاثیرات خود را در «وجدان اجتماعی» به جای گذاشت.

«قدرت جمعی» پتانسیل قدرت‌محور این گفتمان را به یک «امر هژمونیک» تبدیل کرد که خود بروز و ظهور قدرت گفتمانی را تسهیل نمود. و نهایتاً «نیاز فرهنگی- اجتماعی» عاملی برای ضرورت بازنگری در این «پدیده گفتمان‌محور» را به وجود آورد. این فرایند همان‌گونه که گفته شد، نیازمند مطالعه مجدد است که بتوان میان این چهار عنصر حیاتی گفتمانی نوعی از نسبیت معنایی ایجاد کرد که در آن گذشت زمان با شیوه تفکر و قدرت اجتماعی و نیاز فرهنگی- اجتماعی قابل جمع و تحلیل باشد.

و اما «گفتمان راهیپمایی 22 بهمن» را چگونه می‌توان تحلیل کرد و نقشه معنایی آن را چگونه می‌توان ترسیم کرد؟

گفتمان یک رویکرد فکری، یک حرکت معنایی و یک پارادایم مسلط اجتماعی است. قدرت در این مفهوم، به یک امر ماهیتی- هویتی تبدیل شده است. به عبارت دیگر، و به گفته فوکو، بدون قدرت، نمی‌توان گفتمانی را تصور کرد. این قدرت می‌تواند قدرت فکری، ایدئولوژیکی، فرهنگی، سیاسی، دینی و حتی فردی به معنای کاریزمایی آن باشد.

حادثه 22 بهمن، یک قدرت گفتمانی، یک هژمونی معنایی، یک حرکت فرهنگی، یک جریان سیاسی- اجتماعی و یک انقلاب دینی بر پایه اسلام است. بنابراین همه عوامل مؤثر و قدرتمند گفتمانی را نه تنها در بعد همزمانی را دارا است، بلکه در حرکت درزمانی نیز بطور مؤثر و کارا دارای معنا است. به عبارت دیگر، حرکت مداوم شکل گرفته در راهپیمایی 22 بهمن در هر سال بازتولید نگاه مجدد در راستای چهار عنصر «زمان»، «تفکر»، «قدرت جمعی» و «نیاز فرهنگی- اجتماعی» به این پدیده مهم انقلاب اسلامی است.

طرح ویژگی‌های هر گفتمان برای تبیین آن و نه محدودسازی آن خود نیازمند یک «تفکر گفتمانی» است. به عبارت دیگر «شناخت گفتمان» نیازمند «فهم گفتمانی» است. این فهم گفتمانی اگر نتواند ویژگی‌ها، مشابهت‌ها، تفاوت‌ها و تمایزهای یک گفتمان را با گفتمان‌های دیگر کشف نماید و آن را بازگو کند، دچار «پس روی گفتمانی» و یا «توقف گفتمانی» می‌شود.

با این دیدگاه، به گفتمان راهپیمایی 22 بهمن در گسترده سیاسی، اجتماعی، فرهنگی  و دینی نگاهی انداخته و در محورهای ذیل خلاصه می‌شود.

1-راهیپمایی، پیمودن راه فیزیکی نیست، اگرچه نمود آن در شکل جغرافیایی نمایان می‌شود. راهیپمایی، مخصوصاً هنگامی که ریشه در فرهنگ و جامعه داشته باشد، و از حالت مقطعی، موردی، سیاسی و گروهی خارج شود، تبدیل به یک «امر واقعی» می‌شود که همچون فرهنگ، حیات محور و همچون جامعه، وحدت‌محور است.

بنابراین، راهپیمایی طی کردن راهی است که فرهنگ و جامعه آن را در سایه یک «امر واقعی» پیموده‌اند و هر بار که به یاد آن می‌افتند، برای زنده ماندن آن، آن را مجدداً می‌پیمایند و استمرار می‌بخشند. این استمرار در طی کردن راه، یک فرایند معناسازی مداومی است که بدون طی طریق مستمر امکان‌پذیر نیست. به عبارت دیگر، تبدیل کردن «امر واقعی» به یک «گفتمان مستمر» نیازمند یک تکرار مداوم، یک بازنگری مستمر، و یک گفتمان‌سازی درزمانی است که برای هر زمان معنای جدیدی از آن متولد می‌شود و زمینه‌ای برای گفتمان‌های نوین ایجاد می‌کند که در سایه آن، «گفتمان امر واقعی» خود را بالنده‌تر و گویاتر می‌سازند.

2-راهیپمایی 22 بهمن «گفتمان انقلاب اسلامی» است که در سایه حادثه بزرگ روز 22 بهمن 1357 که در آن انقلاب اسلامی پیروزمند صحنه مبارزات گردید، متولد شد، بالنده گردید، و پایدار به راه خود ادامه داد. این گفتمان، دارای کلیه عناصر گفتمانی است که در شکل «پیمودن راه» متجلی شده است. راهی که خود گفتمان‌ساز، تفکرمحور، و هویت‌پرور است.

گفتمان راهیپمایی 22 بهمن یادآور و تجدیدکننده مبارزات، فداکاری‌ها، مقاومت‌ها، شهادت‌ها و آرمان‌های یک ملت است که در پیروی از رهبر خود ساختار محکمی را بنا نهاد که بر پایه انقلاب اسلامی استوار بود.

3-راهیپمایی 22 بهمن، یک «بینامتنیت گفتمانی» است. بینامتنیت‌ها، یا  میان متنیت‌ها، منعکس‌کننده قرابت‌های گفتمانی، تعامل گفتمانی و درهم تنیدگی گفتمانی هستند. گفتمان راهپیمایی 22 بهمن، یک بینامتنیت گفتمانی است که ریشه در گفتمان اسلامی، به مثابه فراگفتمان هژمونیک، و گفتمان‌های دیگر فرهنگی- اجتماعی و حتی سیاسی دارد که به عنوان تجربه اجتماعی حداقل از زمان مشروطیت تا پیروزی انقلاب اسلامی، حضور اجتماعی و سیاسی در کشور داشتند.

اگر گفته دریدا را به عنوان یک تحلیل درست در مورد گفتمان‌ها بپذیرم که در آن تاکید می‌کند هیچ متنی نمی‌تواند مستقل باشد و هر متن تداعی‌کننده متون پیشین و درآمدی به سوی متون دیگر است، بنابراین، گفتمان راهپیمایی 22 بهمن نیز یک متن درهم تنیده در متون دیگری است که روح بالندگی و پویایی آن نیز در همین بینامتنی بودن آن بوده که تداعی‌کننده متون دیگر از صدر اسلام تا کنون است.

4-گفتمان راهپیمایی 22 بهمن دارای معنای صریح و معنای ضمنی است یا در حقیقت دلالت‌های مطابقتی و دلالت‌های التزامی است.

پانوفسکی (1970)، محقق تاریخ هنر اروپا، مدعی است که دلالت صریح در تصاویر و به طور کلی در هنرهای تجسمی، همان معنا و دریافتی است که همه افراد در برخورد با آن در ذهن‌شان نقش می‌بندد. راهیپمایی 22 بهمن همچون یک «هنر اجتماعی» تصویرسازی جریان انقلاب را نمایان می‌سازد. آنچه که در پلاکاردها، نوشته‌ها، شعارها و سخنرانی‌ها منعکس می‌شود، بیانگر نوعی از صراحت معنایی است که ریشه در نمودهای صریح انقلاب اسلامی و معانی روشن آن دارد.

واژه دلالت ضمنی یا معنای التزامی نیز بیشتر بر جنبه‌های فرهنگی- اجتماعی و تاریخی یک مدلول دلالت دارد. این دلالت با طی زمان، از پختگی معنای درزمانی برخوردار و گسترده می‌شود. در حقیقت «انبساط معنایی» دلالت‌های التزامی و ضمنی ضامن استمراریت گفتمانی است که در حول و حوش یک معنا شکل می‌گیرند.

راهپیمایی 22 بهمن، یک ندای تکبیر، یک صدای استکبارستیز، یک عمل قهرمانانه، یک  اقدام فرهنگ‌ساز، یک حرکت هویت‌پرور و یک وفاداری مستمر به انقلاب و آرمان‌های آن است. این معانی ضمنی، تنها بخشی از معانی التزامی است که بسیار فراتر از آنها می‌توان به شمارش آورد. بدیهی است آنچه که به عنوان «تحلیل درون گفتمانی» از این معنا صورت می‌گیرد، می‌تواند با «تحلیل برون گفتمانی» آن تفاوت و گستردگی وسیعی داشته باشد که خود نیازمند یک تحلیل جداگانه‌ای است.

5-راهیپیمایی 22 بهمن یک «متن گفتمانی» است. متن یک انبساط معنایی به وسعت جامعه و جهان است. متن، یک فهم مشترک میان واقعیت ذهنی و واقعیت خارجی است و به همین دلیل متن به شیوه‌ای مختلف می‌تواند دیده و قرائت شود. راهیپیمایی 22 بهمن یک «متن تمام عیار» و منعکس‌کننده یک جهان‌بینی اسلامی با همه گستردگی آن است.

به همین دلیل، نه تنها راهپیمایی 22 بهمن، یک «متن غالب»، یک «ابر متن»، و یک «متن هژمونیک» بلکه منعکس‌کننده کلیت و جامعیت انقلاب است. به همین دلیل است که نه تنها در این راهپیمایی آنان که می‌آیند خود به متن تبدیل می‌شوند، بلکه همه آنچه که در آن حضور می‌یابد، جلوه‌ای از «متن کلان انقلاب» است. 

 

6-گفتمان راهپیمایی 22 بهمن، یک گفتمان تفکیک‌کننده میان محورهای «همنشینی» و «جانشینی» است. در رویکرد همنشینی از محور همسازگی سخن به زبان می‌آید که بیان‌کننده انسجام یک متن است. در محور جانشینی، سخن از غیاب معانی دیگر و یا تمایز معانی دیگر با معنای انتخاب شده است. آلپورت و پستمن (1959) در این زمینه تاکید می‌کنند که دگرگونی‌های جانشینی شامل «جایگزینی» و «جابجایی» است.

در اینجا نوعی از «قطبیت‌سازی» در حال شکل‌گیری است. راهیپمایی 22 بهمن در این وضعیت یک «متن جداسازنده» و یک «محور قطب‌ساز» است. به عبارت دیگر در این راهپیمایی، همه جایگزین‌های دیگر غیر از «انقلاب اسلامی» نه تنها «جابجا» بلکه به «حاشیه» رانده می‌شوند. این «حاشیه راندگی» یکی از ویژگی‌های مهم متن متعلق به این راهیپمایی است.

7-گفتمان راهیپمایی 22 بهمن یک «زبان گفتمانی» است. زبان به اعتقاد سوسور، زبان‌شناس سوئیسی (1914-1839) یک پدیده فرهنگی است. این رویکرد خود ساختار زبان را قابل تجزیه دوگانه می‌کند. یعنی معنا به دو صورت مجزا از طریق ساخت قابل انتقال می‌شود. اگر زبان را نظامی نشانه‌شناختی بدانیم که با حداقل نشانه‌ها، ارتباط و تفهیم و تفاهم را میسر می‌کند، در آن صورت متوجه می‌شویم که ساخت قابل انتقال در متن تولید شده در راهیپیمایی 22 بهمن خود یک نظام نشانه‌شناختی مبتنی بر تجزیه چندگانه (و نه تنها تجزیه دوگانه بر اساس دیدگاه نوت، و یا تجزیه سه گانه بر پایه نگاه امبرتو اکو) است که در حقیقت همان‌گونه که سوزان لانگر معتقد است اگرچه می‌توان معانی را در یک متن تجزیه کرد اما نمی‌توان آنها را به تنهایی قابل تجزیه شدن به معناهای مستقل نمود.

به عبارت دیگر، زبان گفتمانی راهپیمایی 22 بهمن یک زبان واحدی است که اگر معانی کلمات و واژه‌های آن قابل تجزیه هم باشند، در ترکیب و جمع‌بندی آنها است که می‌توان به معنای واقعی آنها دست یافت و معانی انفرادی آنها، علیرغم داشتن معنای صریح، از معنای متنی مورد نظر به دور خواهند بود.

8-راهیپمایی 22 بهمن یک حرکت «گفتمان‌ساز فرهنگی» و در حقیقت یک «گفتمان فرهنگی» است. فرهنگ در کلیت خود، شامل همه معانی متن است که به وسعت جهان می‌باشد. فرهنگ به مثابه یک «ابرگفتمان حیات» دارای همه عناصر مربوط به حیات انسانی است. بنابراین، هنگامی که راهپیمایی 22 بهمن به مثابه «گفتمان فرهنگی» تلقی می‌شود، این گفتمان الزاماً تنها به جامعه ایران مرتبط نمی‌شود، بلکه یک «گفتمان جهانی» است که در جامعه ایران تحقق یافته است.

گفتمان فرهنگی 22 بهمن، نه تنها در راهپیمایی آن که بروز عینی و ظاهری آن توانسته است یک «بازنمایی جهانی» را تولید کند، بلکه در همه عناصر گفتمانی دیگر آن اعم از ساختاری، فراساختاری و فراگفتمانی است که یک «ابرگفتمان حیات‌ساز» ایجاد کرده است.

9-راهپیمایی 22 بهمن یک «فراگفتمان انقلابی» است که گفتمان‌های دیگر را نه تنها در ایران، بلکه در جهان اسلام و به تدریج در سطح جهان به حاشیه رانده است. این فراگفتمان، دارای خصلت تولید گفتمان‌های دیگر است که حول دال اساسی آن که «انقلاب اسلامی» است شکل می‌گیرند.

فراگفتمان بودن راهیپمایی 22 بهمن، در انسجام همنشینی معانی آن، در ترکیب‌های معنایی همپیوسته آن، در به حاشیه راندگی معانی جانشینی ممکن برای آن، و بالاخره در خصلت گفتمان‌سازی آن نهفته است.

بیداری اسلامی در عصر کنونی تنها یکی از جلوه‌های گفتمانی این فراگفتمانی انقلابی است. شاید بتوان گفت ظهور حرکت‌های تندرو فراتر از بنیادگرایی در اشکال مختلف آن در منطقه تنها یکی از نقشه‌های گفتمان‌های مخالفی است که در صدد خاموش کردن این فراگفتمان انقلابی است.

10-گفتمان راهیپمایی 22 بهمن خود «پایان گفتمان» است. اگر پایان تاریخ فوکویاما به تاریخ پیوسته است و پایان ایدئولوژی بِل با پیروزی انقلاب اسلامی بطلان آن به اثبات رسیده است، گفتمان راهیپمایی 22 بهمن خود نوعی از «پایان گفتمان» تلقی می‌شود که گفتمان‌های دیگر را تمام‌یافته و مرده می‌انگارد و «گفتمان انقلاب اسلامی» را تنها «گفتمان مسلط و هژمونیک» می‌داند که تا کنون روایی، پایایی و ماندگاری خود را علیرغم همه توطئه‌ها و نقشه‌های جهانی به اثبات رسانده و می‌رود که به یک «گفتمان واحد جهانی» تبدیل شود.

لینک مطلب:

http://www.hamshahrionline.ir/details/287829 

 

کتاب دانشنامه ارتباطات منتشر شد

کتاب دانشنامه ارتباطات منتشر شد



همشهری آنلاین

تاریخ : شنبه 2 اسفند 1393 - 08:29:00 کد مطلب:287751

سرویس خبری: ارتباطات - کتاب و نشریه

همشهری‌آنلاین:

کتاب دانشنامه ارتباطات منتشر شد. این کتاب تالیف حسن بشیر را انتشارات کارگزار روابط عمومی به بازار کتاب عرضه کرده است.

در مقدمه این کتاب چنین آمده است:

دایره المعارف‌ها، دانشنامه‏‌ها و نیز واژه نامه‌ها از مهمترین متونی هستند که به عنوان متون مرجع مورد استفاده قرار می‌گیرند. یکی از دلایل اساسی اهمیت آنها، دسترسی آسان افراد به معانی و توضیحات اساسی مربوط به مفاهیم، نظریه ‏ها و واژه‌های مختلف مرتبط در علوم گوناگون است.

اصولا این متون، معمولاً مبتنی بر فهم، تجربه ‏های علمی یا تعاریف ارایه شده توسط طراحان و اندیشمندان آنها می ‏باشد. آنچه که تاکنون نیز معمول بوده و با توجه به اینکه عمدتاً علوم انسانی و اجتماعی در جهان غرب شکل گرفته و طراحی شده ‏اند، معانی و تعاریف مزبور نیز توسط آنان تهیه و تدوین شده‌اند و در سطح جهانی مورد استفاده قرار گرفته ‏اند.

واژه ‏نامه‌‏های مختلفی وجود دارند که عمدتا یا به شکل موجز و در قالب فرهنگ لغات و ارائه کلمات تبیین کننده مرادف کلمات دیگر یا امثالهم تهیه شده‏‌اند و یا اینکه به طور تفصیل در قالب دانشنامه ‏ها و فرهنگنامه‏‌هایی هستند که شرح کاملی از معنای اصطلاحی، کاربردی، تاریخ تحول معنایی، نظریات مرتبط و امثالهم تدوین شده‌ا‌ند.

اما برای واژه‌های علمی تعاریف مشخص و کاربردی وجود دارند که به مثابه خلاصه ‏ای از دیدگاه ‏ها، نظریه‏ ها، رویکردها و معانی تجربی است که معمولاً به نام «تعریف» یک واژه علمی در کتاب‏ های مختلف مطرح می ‏شوند و دارای ارزش استنادی می ‏باشند.

تعریف یک واژه» یا «تعریف یک مفهوم مهمترین عنصر در مباحث علمی است. در حقیقت تعاریف مفهومی و نظری، بنیان نظریه ‏های علمی را می‏ سازند و اساسی‏ ترین عناصر حوزه ‏های علوم مختلف ‏اند. بدون این تعاریف، می‏ توان گفت طراحی ساختار نظری و حتی روشی این علوم امکان‏پذیر نیست.

با توجه به اهمیت تعاریف مختلف واژه ‏ها و مفاهیم علمی، نیازمند واژه نامه ‏هایی هستیم که به شکل دایره المعارفی تهیه شده و بتوانند مجموعه کامل و مستندی از تعاریف مرتبط را ارائه دهند تا مورد بهره برداری‏ های مختلف قرار گیرند.

طرح این دانشنامه (دایره المعارف) برای مستند سازی تعاریف واژه ‏ها و مفاهیم گوناگون با چنین رویکردی، کار بدیعی است که برای اولین بار با انتشار کتاب «واژه نامه روش پژوهش در علوم اجتماعی» در سال 1388 که در همان سال به چاپ دوم نیز رسید و در آیندة نزدیک چاپ سوم آن نیز راهی بازار نشر خواهد شد، معرفی گردید.

طرحی که در این زمینه ارائه می‏ شود شامل بسیاری از رشته ‏های دیگر علمی در حوزه ‏های علوم انسانی و اجتماعی بوده و در حقیقت طرح جامعی برای همه حوزه ‏های مزبور می ‏باشد که به صورت دانشنامه جامع در حوزه علوم انسانی و اجتماعی ارائه خواهد شد.

تهیه چنین دانشنامه ‏ای که مستند به تعاریف مختلف برای مفاهیم علمی است خود حرکتی مهم در جهت «بومی سازی علمی» خواهد بود که از اهمیت بسزائی برخوردار می‏ باشد.

این دانشنامه شامل حوزه‌های مختلف بوده که به صورت مجموعه ‏هایی در رشته‏ های خاص تهیه و تدوین خواهد شد. اولین مجموعه از این دانشنامه که تحت عنوان دانشنامه علوم ارتباطات خواهد بود شامل 8 جلد ذیل می‏ باشد.

ارتباطات

روابط عمومی

ارتباطات بین ‏الملل

ارتباطات میان فرهنگی

روش ‏های کیفی

مطالعات رسانه

تبلیغات و افکار عمومی

ژورنالیسم

به گزارش شارا به نقل از انتشارات کارگزار روابط عمومی، کتاب یاد شده در 403 صفحه در قطع وزیری منتشر شد.

شناسنامه کتاب:

تهیه و تدوین: حسن بشیر

صفحه ‏آرایی: فرانک ایل‏شاهی

انتشارات: کارگزار روابط عمومی

نوبت چاپ: اول/1393

شمارگان: 3000

تعداد صفحات: 403 صفحه

تلفن پخش: 09121938419- 88617577- 88617576

لینک مطلب:

http://www.hamshahrionline.ir/details/287751

 

بشیر پژوهشگر برتر دانشگاه امام صادق (ع) در حوزه فرهنگ و ارتباطات در سال ۹۳ شد

بشیر پژوهشگر برتر دانشگاه امام صادق (ع) در حوزه فرهنگ و ارتباطات در سال ۹۳ شد


همشهری آنلاین

تاریخ : چهارشنبه 29 بهمن 1393 - 18:14:31 کد مطلب:287566

سرویس خبری: ارتباطات آموزش و پژوهش






همشهری آنلاین:

دکتر حسن بشیر دانشیار دانشگاه امام صادق (ع) به عنوان پژوهشگر برتر حوزه فرهنگ و ارتباطات سال ۱۳۹۳ این دانشگاه انتخاب شد.

به گزارش همشهری آنلاین، دکتر حسن بشیر در آئین انتخاب پژوهشگران برتر دانشگاه امام صادق (ع) در سال 93 که با حضور دکتر سورنا ستاری معاون علمی و فناوری رئیس‌جمهوری و سرپرست این دانشگاه برگزار شد، به عنوان پژوهشگر برتر حوزه فرهنگ و ارتباطات در دانشگاه امام صادق (ع) انتخاب شد.

بشیر دارای تالیفات متعدد کتاب و مقالات علمی در حوزه فرهنگ و ارتباطات است که برخی از کتاب‌های این عضو هیات علمی دانشگاه، شامل «دعوت اسلامی»، «مفاهیم بنیادین در فرهنگ اسلامی»، «فرهنگ وقف»، «رسانه‌های بیگانه: قرائتی با تحلیل گفتمان- کتاب اول، دوم و سوم از مجموعه تحلیل گفتمان رسانه‌های جهان»، «تعامل دین و ارتباطات»، «تعامل فرهنگ و سیاست»، «خبر: تحلیل شبکه‌ای و تحلیل گفتمان» و «خبر، مفاهیم بنیادین در علوم انسانی اسلامی» است.

ترجمه کتاب‌هایی از قبیل «ضد جریان در اخبار جهانی»، «مرزهای نو در ارتباطات بین‌الملل» و «رسانه‌ها در کشورهای حاشیه خلیج فارس» از دیگر آثار بشیر است.

این عضو هیات علمی دانشگاه، در پروژه ملی تهیه دانشنامه علوم ارتباطات، اولین جلد این دانشنامه را تحت عنوان «ارتباطات عمومی» به تازگی روانه بازار نشر کرد.

حسن بشیر همچنین در مراسم روز پژوهش سال 92 در دانشگاه امام صادق (ع) که با حضور آیت‌الله مهدوی کنی رئیس فقید این دانشگاه برگزار شد، به عنوان «استاد پژوهشگر برتر دانشگاه امام صادق (ع)» معرفی شد.

لینک مطلب:


http://www.hamshahrionline.ir/details/287566


خبرگزاری آریا

http://aryanews.com/News.aspx?code=20150218175506660&svc=140

ضرورت تحول اساسی در نگاه رسانه به علوم انسانی

ضرورت تحول اساسی در نگاه رسانه به علوم انسانی

 

همشهری آنلاین          

تاریخ : شنبه 25 بهمن 1393 - 02:30:00 کد مطلب:287078

سرویس خبری: ارتباطات - رسانه‌ها

 

دکتر حسن بشیر دانشیار دانشگاه امام صادق (ع) در گفت‌وگویی با فصل‌نامه اختصاصی تحول در علوم انسانی (فصل تحول) بر ضرورت تحول اساسی در نگاه رسانه به علوم انسانی تأکید کرد.

اگر بپذیریم رسانه‌ها نقش شایان توجهی در حوزه‌های گوناگون بحث دگرگونی اعم از ضرورت، امکان، ماهیت و محتوا دارند، در کدام یک از این حوزه‌ها نقش‌آفرینی بیشتری دارند؟ در واقع رسانه‌ها در بعد نرم‌افزاری (تولید مستقیم یا غیرمستقیم علم) واجد وظایف مهمتری هستند یا در بعد سخت‌افزاری (فرهنگ‌سازی و بسترسازی)؟

رسانه‌ها در هر دو حوزه تاثیرگذار هستند. فرهنگ یک حوزه نرم‌افزاری و یک ذهنیت فکرگرا است، در حالیکه ارتباطات، عینیت سخت‌افزاری بخشیدن به آن ذهنیت نرم‌افزاری است. به عبارت دیگر، رسانه‌ها هم در بعد ذهنیت و هم در بعد عینیت تاثیرگذار هستند. بعد ذهنیت از جنبه دیگر می‌تواند عینیت را به اشکال مختلف تحت تاثیر بگذارد و آن ساخت ذهنیت‌های دیگر بر اساس عینیت‌های به وجود آمده است. این مساله کاملاً رابطه عمیق و دو سویه فرهنگ و ارتباطات را مشخص می‌کند.

فرهنگ، در حقیقت از یک سو، ارتباطات را به وجود می‌آورد یا بر اساس آن ارتباطات شکل می‌گیرند، و از سوی دیگر این ارتباطات خود می‌توانند فرهنگ‌های جدیدی را به وجود آوردند که می‌تواند تقویت‌کننده، توسعه‌دهنده، تغییرکننده، یا تخریب‌کننده فرهنگ قبلی باشند. در اینجا است که رسانه‌ها می‌توانند نقش‌های چندگانه بازی کنند. از طرفی انتقال‌دهنده فرهنگ برای ایجاد عینیت‌های ارتباطی و از سوی دیگر، با تصویرسازی عینی، عاملی برای ایجاد و گسترش فرهنگ‌های دیگر شوند. بنابراین، رسانه‌ها در هر دو حوزه نرم‌افزاری و سخت‌افزاری به معنای فرهنگ و ارتباطات عمل می‌کنند و تاثیرگذار هستند.


ادامه مطلب

انقلاب معرفتی با «اعتدال علمی» چگونه حاصل می‌شود؟ همزیستی عقل و نقل

 

انقلاب معرفتی با «اعتدال علمی» چگونه حاصل می‌شود؟

همزیستی عقل و نقل

 

دکتر حسن بشیر

جامعه‌شناس ارتباطات بین‌الملل از دانشگاه لیستر انگلستان

 

منبع: روزنامه ایران- صفحه  اندیشه

کد خبر:52985
تاریخ خبر:1393/11/25
 

اخباری‌گری گونه‌ای از رویکرد کلان سلفی‌گری است که توان گسست از گذشته به‌هر قیمت را در خود نمی‌بیند. این رویکرد نه تنها خود را در گذشته محبوس می‌کند، بلکه به این وضعیت مباهات کرده و هویت خود را با چنین رویکردی بازتولید می‌کند.

اخباری‌گری و اخباری‌گرایی دو مفهوم به‌هم پیوسته است که اولی به مثابه یک مکتب و رویکرد و دومی به معنای پیروی و تبعیت از آن مکتب است.

در تاریخ بشر همیشه دو رویکرد «عقل‌گرا» و «سنت‌گرا» وجود داشته‌است که اولی به معنای بسنده‌نکردن به پارادایم‌های حاکم و نقدکننده همزمانی معنایی و قائل‌شدن به نوعی از درزمانی معنایی و دومی توقف در معنای گذشته و مقدس شمردن پارادایم‌های انتقال‌یافته از گذشتگان است که نوعی از سنت‌گرایی ایستا تلقی می‌شود.

در حوزه دین نیز نوعی از تعارض و کشمکش دائمی میان دو قرائت وجود داشته‌است که اولی بشدت «نقل» را عامل اساسی تولید معرفت‌دینی می‌داند و دیگری علاوه بر پذیرش نقل ارزیابی‌شده، «عقل» را نیز در این رابطه منشأ یا تکمیل‌کننده معرفت می‌شمارد و فراتر از آن، عقل را معیار روایی‌ نقل می‌‌پندارد. به عبارت دیگر، اگر رویکرد نقل‌گرا نوعی از توقف را در خبر و اخبار و روایت می‌داند، رویکرد عقل‌گرا، فهم و گزینش اصولی خبر و روایت را در شکل‌گیری معرفت و دانایی، سهیم بلکه ضروری می‌شمارد.

این دو رویکرد در فقه، دو مکتب عمده را ایجاد کرده‌است که در اینجا درصدد آن نیستیم که به آن بپردازیم. اما لازم است بدانیم که رویکرد «اخباری‌گری» یا «اخباری»، بر گروهی از فقهای شیعه اطلاق می‌شود که خط‌مشی عملی آنان در دستیابی به احکام شرعی و تکالیف الهی، پیروی از اخبار و احادیث است نه روش‌های اجتهادی و اصولی.

این رویکرد در شکل کلان آن در جهان اسلام به گونه‌ای با سلفی‌گری پیوند خورده‌است که در میان اهل سنت با گونه‌های مختلف آن‌که هم‌اکنون در شکل وهابیت تجلی یافته‌است، معروف شده‌است. در این رویکرد، خبر و روایت و به طور کلی «نقل» حتی بیش از آنکه در میان اخباریون مقدس بوده و منشأ معرفتی دارد، به مثابه تنها عامل معرفتی تلقی شده و عقل کاملاً تعطیل و فاقد اعتبار و روایی است.

در تاریخ معاصر و از قرن هجدهم میلادی تاکنون که تاریخ بشری با تحرک جدیدی در عرصه‌های مهم علمی و فکری روبه‌رو شده‌است، دو رویکرد «اخباری‌گری» و «اصولی‌گری» با تسامح به شکل دوگانه «مدرنیته» و «سنت» در جوامع غربی و شرقی مطرح شده‌است که در غرب، سنت یا دچار دگردیسی شد یا به‌طور کلی به نفع رویکرد مدرنیسم کنار رفت. در شرق نیز این مسأله به چالشی بزرگ بدل شد که تاکنون به شکل مناسب مورد حل و فصل قرار نگرفته‌است و معرفت انسانی در این جوامع با اختلالی نهادینه شده مواجه شده‌است.

پیروزی انقلاب اسلامی، نه تنها عقل‌گرایی فقهی و دینی به معنای اصول محوری و فقه پویا را به عنوان پیروز میدان مطرح کرد، بلکه اخباری‌گری شیعی و سلفی‌گرایی سنی را به‌مثابه رویکردهای ایستا و غیرعقلانی و حتی غیرمشروع مطرح نمود.

تاریخ چند ساله اخیر، درستی و اعتبار رویکرد انقلاب اسلامی بر پایه فهم خردمندانه و عقلگرایانه «خبر و روایت و نقل» نه تنها با پیروزی‌های مداوم در عرصه‌های مختلف حکومتی، اجتماعی و دینی بازنمایی کرد، بلکه با ظهور حرکت‌های تکفیری به‌دور از عقل و عقلانیت و خردورزی، روایی و اعتبار آن را بیش از گذشته و به شکل عینی برای جهان اسلام و جهانیان نمایان کرده‌است.

«اعتدال» در این رویکرد اصولی و عقلگرا، میزان و ترازوی سنجش صحت و سقم این حرکت تلقی می‌شود. در رویکرد اصولی، هیچگاه نقل و روایت به نفع عقل کنار زده نشده‌است، بلکه نقل تحقیق‌شده و با روش‌های علمی و فقهی و رجالی، درستی آن ثابت‌شده نه تنها مورد استناد است، بلکه خود تقویت‌کننده عقل‌گرایی و منشأ معرفت صحیح است.

بنابراین نوعی از «اعتدال علمی» در اینجا حاکم است که به دنبال ایجاد نوعی از همزیستی عقلانی میان عقل و نقل است.

حرکت عقلانی محور انقلاب که از طرفی اصول‌گرایی را به عنوان پایه حرکت فقهی و حکومتی می‌داند و از سویی اعتدال را به مثابه رویکرد عملیاتی و سیاستی تلقی می‌کند، بنیانگذار روشی از مدیریت اجتماعی و سیاسی است که در آینده نه چندان دور به یک نظریه سیاستی حاکم در جهان اسلام و یک رویکرد محکم مدیریت اجتماعی در سطح جهان مطرح خواهد شد.

با چنین وضعیتی، انقلاب معرفتی ما باید چگونه در میان رویکرد اصولی و حرکت اعتدالی تبیین شود؟ این خود یکی از چالش‌های بزرگی است که جامعه ما، بویژه جامعه علمی، با آن روبه‌رو است.

توقف در ایسم‌ها و پارادایم‌ها، حتی در دیسیپلین‌های علمی، در زمانی که تحول و جهش در آنها بشدت در حال انجام بوده‌است و بسیاری از آنها به گفته پوپر دچار انقلاب مداوم شده‌اند، یک عارضه خطرناک در حوزه علم و یک «سکته مغزی» در قلمرو دانش تلقی می‌شود.

در اینجا باید میان فهم تبارشناسی فرایند تولید علم و ساختار کنونی علم تفاوت جدی قائل شد. هیچگاه گفته نشده‌است که تبارشناسی علم را نباید در جهان مورد مطالعه و بررسی قرار داد، اما توقف و در جا زدن در این تبارشناسی و نهادن آن در جایگاه تولید علم و معرفت، حرکتی ضد علم و جهل محور است.

در اینجا است که حرکت اصولی و اعتدالی جدید که در حال تبدیل‌شدن به یک جریان جدید سیاسی- اجتماعی- فکری است، باید بخوبی به این مهم بپردازد. دانشگاه در این زمینه و دانشگاهیان در اینجا، مسئولیت بزرگی را به دوش می‌کشند که چگونه میان فهم پارادایم‌ها و دیسیپلین‌های گذشته و خلق و تولید جریان‌ها و رویکردهای جدید علمی تفکیک قائل شوند و از اخبارگری علمی و تحجر تحلیلی که ریشه در پارادایم‌های گذشته و سنت‌های دیرین علمی بویژه در حوزه‌های علوم‌انسانی و اجتماعی دارد، خود را آزاد کنند و در صدد تولید علم بر پایه معرفتی اصولی، اعتدالی و دینی باشند.

این وضعیت به معنای طرد کامل علم بر پایه پارادایم‌های نسبتاً ثابت یا تلقی‌شده به‌مثابه ثابت نیست، بلکه گزینش و تحلیل دائمی از وضعیت روایی و پایایی این پارادایم‌ها باید به شکل مداوم انجام شود و نقد مستمر آنها به عنوان یک پارادایم ثابت مورد تأکید قرار گیرد.

این حرکت جدید ارزیابی و نقد مداوم پارادایم‌ها و دیسیپلین‌های حاکم بر حوزه‌های علوم‌انسانی و اجتماعی که تاکنون توانسته‌اند، از طرفی ساختارهای گذشته را به چالش بکشانند و از سوی دیگر ساختارشکنی کرده و ساختارهای جدیدی را هژمونیک سازند، اگر نتواند خط مشی‌ها و دیسیپلین‌های جدید متکی بر اخلاق و معرفت‌شناسی مورد قبول جامعه ما که ریشه در انقلاب‌اسلامی دارد، در جامعه نهادینه کند و آن را به یک جریان غالب تبدیل نماید، خود دچار تعارض شده و معنای آن در طول زمان دچار اختلال می‌شود.

ایجاد جریان معنایی جدید بر پایه حرکت اصولی- اعتدالی و البته دینی بر اساس فقه پویا، نه تنها در طول زمان با حرکت مداوم اجتهادی معنای درزمانی را به مثابه یک اصل مسلم تلقی خواهدکرد و بر پایه آن، مشکلات اجتماعی و فرهنگی را به شکل جدی و عقلانی مورد توجه قرار خواهد داد، بلکه امید آن می‌رود که در حوزه‌های علوم‌انسانی و اجتماعی نیز دست به نوآوری‌های جدید بزند که خود منشأ علم‌جهانی شود و روایی مفهومی و عملیاتی آن با تجربه‌های ایجاد‌شده برای جهانیان ثابت شود.

لقای تو

بنمای رخ


آسوده خاطرم که نگاهم برای تو

در امتداد توست، همیشه، فدای تو

یک آسمان ستاره برای تو می شکفت

وقتی که می رسید به قلبم صدای تو

در لابلای عاطفه های شکوفه ها

بشکفت نغمه های بهار از صفای تو

در کوچه های عشق نسیمی نمی وزید

گر می وزد به نام تو و در هوای تو

من هر بلا زدوریت با جان خریده ام

تا روز وصل چون که شفا، در لقای تو

روزی که آفتاب تو بر من طلوع کرد

من سرزمین پاک شدم در ولای تو

*****

حسن بشیر-تهران

پنجشنبه 23/11/1393

شرح درس توسعه و جهانی سازی-دانشگاه امام صادق (ع)- نیمسال دوم-1393

باسمه تعالی

معاونت آموزشی و تحصیلات تکمیلی

شورای‌آموزشی و تحصیلات تکمیلی

کاربرگ طرح درس و ارزشیابی پیشرفت تحصیلی دانشجویان

سال تحصیلی:  1393   نیمسال: دوم

عنوان دانشکده: معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات

دانشگاه امام صادق (ع)

روش ارزیابی و آزمون

امتحان نیم ترم

به صورت کتبی و از 20 خواهد بود.

امتحان پایان ترم

1-    مشارکت در مباحث کلاس: 1 نمره

2-    ارائه مقاله علمی: 5 نمره

3-    امتحان کتبی پایان ترم: 14 نمره

  -  ارائه یک مقاله تحقیقی (20 تا 25 صفحه) شامل 6000 تا 7500 (شش هزار تا هفت هزار و پانصد) کلمه ای در یکی ازموضوعات پیشنهادی یا در موضوعی که با مدرس توافق شده باشد.

 - دانشجویان در نوشتن مقاله درباره موضوعات پیشنهادی، باید نوآوری، توجیه منطقی و مسئله محور بودن را لحاظ کنند. (بعبارت دیگر مقاله در حدی باشد که بتوان آنرا در یکی از فصلنامه های علمی ارائه نمود.)


توجه: این درس امتحان نیم ترم ندارد.

 

عنوان درس: توسعه و جهانی سازی در فرهنگ و ارتباطات

تعداد واحد: 2

مقطع درس: کارشناسی ارشد

گروه آموزشی مسئول درس: ارتباطات و فرهنگ

زبان تدریس: فارسی

هدف درس: آشنایی دانشجویان با حوزه های مختلف توسعه و جهانی سازی با رویکردی فرهنگی، ارتباطی و اجتماعی.

استاد درس: دکتر حسن بشیر

drhbashir100@gmail.com

bashir@isu.ac.ir  


عناوین سرفصل‌های درس:

هفته

عنوان درس

منابع

اول و دوم

معنا و روش شناسی نوسازی و دگرگونی سیاسی

-        1- مولانا، حمید، گذر از نوگرائی ارتباطات و دگرگونی جامعه، ترجمه: یونس شکرخواه، مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها، چاپ اول، 1371. (صفحات: 36-29)

-        2- قوام، سید عبدالعلی، نقد نظریه های نوسازی و توسعه سیاسی: بررسی مسائل نظریه پردازی در باب نوسازی و توسعه سیاسی در جهان سوم، فصل اول "روش شناسی در زمینه مطالعات نوسازی و توسعه سیاسی"، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی، 1374. (صفحات:15-11)

-        3- سیف زاده، سید حسین، نظریه های مختلف درباره راههای گوناگون نوسازی و دگرگونی سیاسی، فصل سوم "تحولات فکری و روش شناختی درباره نوسازی و دگرگونی سیاسی"، نشر قومس، چاپ دوم، 1373. (صفحات: 78-61)

سوم و چهارم

اهداف نوسازی و نظریه های توسعه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی

1- واینر، مایرون هانتینگتون، ساموئل (Myron Weiner and Samuel P. Huntington)،  درک توسعه سیاسی، "اهداف توسعه"، ترجمه: پژوهشکده مطالعات راهبردی، انتشارات پژوهشکده مطالعات راهبردی، چاپ اول، 1379. (صفحات:64-35)

2- سیف زاده، سید حسین، نظریه های مختلف درباره راههای گوناگون نوسازی و دگرگونی سیاسی، نشر قومس،چاپ دوم، 1373، " نظریه های توسعه سیاسی"، (صفحات: 110-81)

3- قوام، سید عبدالعلی، نقد نظریه های نوسازی و توسعه سیاسی: بررسی مسائل نظریه پردازی در باب نوسازی و توسعه سیاسی در جهان سوم، "نظریه پردازی در غرب و تطابق آن با جهان سوم"، (صفحات: 37-17)

پنجم

” مفهوم توسعه سیاسی- اجتماعی

قوام، سید عبدالعلی، «چالش رهیافت ها در مطالعه و بررسی توسعه سیاسی»، چالش های توسعه سیاسی، چاپ اول، نشر قومس، صص 11- 25.

ششم

رسانه ها و نوسازی

1- بشیر، حسن (1388) «رسانه ها و نوسازی: چارچوپ های نظری»، نقش مطبوعات در فرایند نوسازی سیاسی و اجتماعی ایران در دوره قاجاریه، انتشارات دانشگاه امام صادق (علیه السلام)، صص 33 78.- بشیر، حسن (1388) «رسانه ها و نوسازی: چارچوپ های نظری»، نقش مطبوعات در فرایند نوسازی سیاسی و اجتماعی ایران در دوره قاجاریه، انتشارات دانشگاه امام صادق (علیه السلام)، صص 33 78.

هفتم

ارتباطات توسعه

سمینار استاد مدعو

هشتم

”مکتب نوسازی“ (1)

(چشم انداز نوسازی)

آلوین سو، تغییر اجتماعی و توسعه، "چشم انداز نوسازی" ترجمه محمود حبیبی مظاهری، انتشارات پژوهشکده مطالعات راهبردی، چاپ اول، 1378. (صفحات: 52-27)

نهم و دهم

”مکتب نوسازی“ (2)

(مطالعات اولیه نوسازی)

سو، آلوین، تغییر اجتماعی و توسعه، "مطالعات اولیه نوسازی"، (صفحات: 78-53).

یازدهم و دوازدهم

مکتب وابستگی

1- سو، آلوین، تغییر اجتماعی و توسعه، "چشم انداز وابستگی"،  صفحات: 137-115، و "مطالعات سنتی وابستگی" صفحات: 165-138، و "مطالعات وابستگی جدید" صفحات: 204-166. (جمعا صفحات: 204-115).

2- سیف زاده، سید حسین، نظریه های مختلف درباره راههای گوناگون نوسازی و دگرگونی سیاسی، "دیدگاه نظریه وابستگی نسبت به توسعه سیاسی"، (صفحات: 225-205)

سیزدهم

تجدید نظر در مکتب نوسازی

آلوین سو، تغییر اجتماعی و توسعه، "مطالعات نوسازی جدید"، (صفحات 113-79)

چهاردهم

چیستی جهانی شدن

1-    کتابهای گیدنز

2-    مقالات فصلنامه ارغنون، شماره 24، تابستان 1383.

3-    عاملی، سعید رضا، (1388) «جهانی شدن ها: مفاهیم و نظریه ها»، جهانی شدن: مجموعه مقالات، نویسندگان مختلف، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

پانزدهم

جهانی شدن و دو فضائی شدن جهان

سمینار استاد مدعو

شانزدهم

جهانی شدن و فرهنگ

مقالات متفرقه


 

 

 

1 2 3 4 5 ... 42 >>