X
تبلیغات
مجتمع فنی
یکشنبه 3 خرداد‌ماه سال 1394 @ 15:17

هفته «تعطیلی روابط عمومی» یا «بزرگداشت روابط عمومی»

هفته «تعطیلی روابط عمومی» یا «بزرگداشت روابط عمومی»

توجه

بسیار خوشحالم که آنچه که در مورد هفته تعطیلی روابط عمومی ها پیشنهاد شد و البته دلایل آن نیز ارائه شدند که مهترین دلیل آن جمع شدن کارگزاران روابط عمومی ها بدور از جار و جنجال  و همفکری کردن برای خروج از بن بست های موجود در این حوزه مهم ارتباطی بود، برخی از علاقمندان و صاحبت نظران در این زمینه نظراتی را مطرح کرده اند که خود در غنی سازی این گونه مباحث بسیار مؤثر و مفید می باشد. از همه کسانی که در این زمینه مطالبی را به نگارش در آورده اند سپاسگزارم و خیلی ممنون می شوم که دیدگاههای خودشان را در این زمینه برای اینجانب ایمیل فرمایید.

Drhbashir100@gmail.com

با تشکر و احترام

بشیر

هفته «تعطیلی روابط عمومی» یا «بزرگداشت روابط عمومی»

منبع: پیام آنلاین- پنج شنبه, 31 اردیبهشت 1394 13:30

 پیام آنلاین- تیلدا حسینی

امسال از سوی دکتر حسن بشیر نامی آشنا در حوزه ارتباطات و روابط عمومی و استاد ارتباطات بین الملل طرح «هفته تعطیلی روابط عمومی» به جای یک هفته بزرگداشت روابط عمومی، مطرح شد. وی در تشریح این طرح گفته بود: یک هفته، فقط یک هفته، روابط عمومی‌ها در سطح کشور فعالیت‌های تبلیغاتی، خبری و ارتباطی خود را تعطیل کنند و به جای آن به یک امر بسیار مهم بپردازند که مهمترین محورها و دستاوردهای آن بدین شرح است: به جای تبلیغات به بررسی اشکالات، انتقادات و طرح‌های تبلیغاتی و ارتباطی سازمان بپردازند؛ در این وضعیت مدیران سازمان بطور واقعی با مساله ضرورت یا عدم ضرورت روابط عمومی‌ها روبرو شده و به عبارتی با یک «واقع‌گرایی عملیاتی» روبرو خواهند شد؛ جامعه با واقعیت جدیدی روبرو می‌شود و به لزوم یا عدم لزوم تبلیغات پی می‌برد و از همه مهمتر مدیران روابط عمومی فرصت طلایی برای «خودارزیابی» و «خودبازنگری» خواهند یافت.

برنامه‌های  گرامیداشت هفته «ارتباطات و روابط عمومی»  در استان البرز در حالی برگزاری شد که بسیاری از مدیران روابط عمومی دستگاه‌های اجرایی در هیچ یک از برنامه‌ها حضور فعالی نداشتند یا با تأخیر خود را به آخرین دقایق اتمام برنامه رساندند. هفته روابط عمومی گذشت ولی این سؤال به قوت خود باقیست که در این عدم حضور که شاید نشان از عدم هماهنگی لازم بین مدیران و مدیران روابط عمومی؛ عدم استقبال از برگزاری چنین برنامه‌هایی به دلیل کلیشه‌ای و تکراری بودن یا حجم بیش از اندازه کارهای محوله به مدیران روابط عمومی باشد، چه کسی مقصر است؟

خالی از لطف نیست اگر بگویم در هفته‌ای که گذشت توفیق حضور در حداقل دو برنامه مهم «نشست مدیران روابط عمومی با نماینده ولی فقیه در استان البرز» و «نشست ‌هم‌اندیشی  مدیران روابط عمومی با استاندار البرز» را داشتم و شاید بی‌اغراق بگویم از بین بیش از صد دستگاه اجرایی استان البرز 40 نفر هم حضور نداشتند!

بخشی از چرایی پاسخ این سؤال را در تعدد برنامه‌هایی که در هفته قبل سپری کردیم، می‌توانیم بیابیم ولی این، همه ابعاد قضیه نیست. شاید بهتر است از دو منظر به این اتفاق بنگریم. ابتدا از نگاه مدیران و مدیران روابط عمومی به این موضوع نگاه می‌کنیم که مهم‌ترین اصل حضور در چنین برنامه‌هایی را در «مفید و موثر بودن» یک برنامه و خروج از روال کلیشه‌ای و تکراری برنامه‌ها می‌دانند. دوم این که شاید مدیران روابط عمومی زمان لازم برای پرداختن به ارتقاء روحیه و خروج از روال تکراری برنامه کاری و کمی پرداختن به خود را نداشتند! در هر دو حالت هم جای تأسف دارد. جای تأسف دارد اگر برگزارکنندکان یک برنامه هفتگی تمام جوانب را برای ایجاد انگیزه حضور در مهمانان خود در نظر نگرفته باشند و بسیار بیشتر جای تأسف دارد اگر مدیران به مدیران روابط عمومی این فرصت چند ساعته در روز را نداده باشند که کمی با همکاران خود در مجموعه‌ای گسترده‌تر مراوده داشته باشند، از تجربیات هم بهره ببرند و اصلا زمان کوتاهی را فارغ از بار مسئولیت به خود بپردازند.

همه ما داستان هیزم شکنی را که به جنگل رفت و در روز اول دهها درخت را قطع کرد ولی روزهای بعد هر چه می‌گذشت، تعداد درخت‌هایی که قطع می‌کرد رو به کاهش می‌رفت را شنیده‌ایم. همان هیزم شکنی که وقتی به نزد پیر دانایی رفت و علت را جستجو کرد این پاسخ را دریافت کرد که «بعد از اتمام کار روزانه آیا تبر خود را نیز تیز کرده‌ای؟!»

زندگی به اندازه کافی از ما انرژی می‌گیرد، کار همیشه هست و اگر با انرژی مثبت و خلاقانه انجام شود، به قول مولا امیرالمؤمنین علی (ع) بزرگترین تفریح است. اما اگر آخر قصه کار ما قصه مرد هیزم‌شکن باشد، کم‌کم انرژی تحلیل می‌رود و کیفیت کار افت می‌کند گرچه ممکن است کمیت کار افزایش یابد. کمی پرداختن به روحیه خود، درواقع حکم تیز کردن تبر است. تبر یک هیزم‌شکن ابزار کارش است و ابزار یک  مدیر روابط عمومی روحیه و شخصیت اوست؛ چرا که وی خارج از محیط اداره یا سازمان نیز همچنان نماینده و سخنگوی سازمان متبوع خود است و حتی در ابراز کوچکترین نقطه نظرات نیز باید جانب احتیاط را رعایت کند مبادا سوء برداشت یا سوء تعبیری از سخنان یا رفتار وی شود.

به نظر شما وقتی چنین فردی که در همه جا و همه شرایط اتیکت سازمان خود را به پیشانی دارد، بار مسئولیت همه اسرار و اطلاعات یک دستگاه را به دوش می‌کشد و در مقابل انتظاراتی که جامعه، مدیر و اعضای سازمان در قبال این شأن و منزلت از وی دارند، وفادارانه سر تعظیم فرو می‌آورد، به یک روز در هفته یا یک هفته در سال نیاز دارد تا از زیر بار همه این فشارها قد راست کند؟ از منظر دیگری به کار خود نظر کند؟ با سایر اعضای خانواده روابط عمومی استان آشنا شود، یا خیر؟!

با رصد برنامه‌های در نظر گرفته شده برای مدیران روابط عمومی استان البرز از خود این سؤال را پرسیدم که: قرار بود در محفلی دوستانه مدیران روابط عمومی ساعتی کنار هم اصل «همدلی و همزبانی» را مرور کنند، اما آنها حتی نتوانستند لحظه‌ای از پشت میز خود غیبت کنند؛ وای به روزی که از آنها درخواست می‌شد یک هفته واحد روابط عمومی به صورت نمادین و هدفمند از انجام کارهای روابط عمومی خودداری کند!‌

 به نظر می‌رسد اگر در این هفته دو «طرح تعطیلی روابط عمومی» و «بزرگداشت روابط عمومی» به گونه‌ای عملیاتی‌تر تلفیق می‌شد که از یکسو واحد روابط عمومی دستگاههای اجرایی به قول دکتر بشیر فقط یک هفته را به بازنگری، ارتقاء روحیه و از همه مهمتر تأثیرگذاری بیشتر جایگاه روابط عمومی‌ در سازمان و جامعه می‌پرداختند و از آن سو با تدوین برنامه‌های آموزشی، مفرح و هدفمندتر این بزرگداشت هر چه باشکوه‌تر برگزار می‌شد که خستگی یک سال کاری از دوش آنها برداشته می‌شد، شرایط ایده‌آل‌تری برای بهره‌مندی از این هفته ملی فراهم می‌شد.

لینک:

http://payamonline.net/city/item/3709-2015-05-22-22-01-37

 

یکشنبه 3 خرداد‌ماه سال 1394 @ 14:17

«نفاق» کورترین گره انسان معاصر

«نفاق» کورترین گره انسان معاصر

 

دکتر حسن بشیر

 

انسان با اعضای بدن خود روابطی دارد که تکوینی است. اختیاری در تغییر این روابط ندارد. اما قلب چیز دیگری است. تنها قلب است که می تواند روابطش را با انسان تنظیم کند. کم و زیاد کند. عمیقتر سازد و یا کلا قطع نماید. در این زمینه حرکت و تپش قلب تنها بخش بسیار کوچکی از این روابط را اشغال می کند. گوئی که تنها موجود زنده در کنار انسان که همراه و همراز وی است، همین قلب است. قلب است که می تواند انسان را به جاده حقیقت رهنمون سازد. اصلا قلب است که حقیقت اشیاء را می بیند و به انسان می شناساند. عقل در مصاف قلب کودکی بیش نیست. قلب حقیقت را در می یابد و عقل به تمییز آن با سایر اشیاء بر می خیزد. تفاوت گذاشتن میان راهها با عقل است، اما قلب سازنده راه است. عقل در مسیر جاده های  زمینی به  حرکت در می آید و راههای آسمانی را می شکافد، اما قلب اصل "حرکت" و روح "پرواز" است.

راستی قلب چیست؟

عضوی کوچک در سینه انسان، یا وجودی کامل که سایه به سایه انسان قدم بر می دارد، رشد می کند، تکامل می یابد و قبل از مرگ انسان یا همزمان با مرگ وی میمیرد. بسیارند کسانیکه قبل از مرگ خود، قلب آنان مرده است. و عقل آنان گر چه هنوز در جولان است، اما به بیراهه می رود. مگر عقل شیطانی از جنس عقل کلی نیست؟ تنها تفاوت آن با عقل رحمانی در این است که همگام و همراه قلب نیست.

قلب آئینه فطرت است. اصلا همه فطرت است. و لذا هیچگاه به بیراهه نمی رود. پاکی راه از پاکی قلب آراسته می شود و شفافیت قلب لطافت راه را می سازد.

قلب است که عاشقان را می لرزاند و لرزش قلب است که عشق را می زاید. آنانکه قلب و عقلشان با یکدیگر عقد برادری بسته اند، راه را می یابند و کسانیکه کینه و دشمنی میان عقل و قلبشان رخنه یافته است، در وادی ظلمت گمراهند. ظلمتی که نه با نور عقل زدوده می شود و نه با عظمت قلب، شکسته می شود. ظلمتی که انسان را به تاریکی ها می کشاند و او را در وادی تنهائی رها می سازد. و چه دردناک است که انسان از همه جا بریده شود. حتی از خودش و از قلبش و از درونش.

قلبی که جایگاه و خاستگاه فطرت است چگونه می شود که به پایگاه ظلمت و تاریکی تبدیل می شود؟

ظلمتی که فطرت را به اعماق خود فرو می برد و عقل انسان را به تسخیر خود در می آورد و انسان را اسیر خواسته ها می کند.

کلید راز این ظلمت در "نفاق" نهفته است. در حقیقت از همه تاریکی ها تاریکتر نفاق است که قلب را بیش از هر خاموشی دیگر خاموشتر و مرده تر می کند.

نفاق و ریا چیز عجیبی است. تنها صفتی است که می تواند میان انسان وقلب او فاصله حقیقی بیندازد. عقل را نیز در این حالت اختیاری نیست. به کودکی می ماند که تنها در گوشه ای نگران می ایستد و به ترفندهای آن می نگرد و بر خود می لرزد.

آرام و ظریف با قلب انسان طرح دوستی می ریزد. تنها چهار گام در طرح این دوستی بر می دارد و خانه نشین می شود. وجودی می شود که خودی انسان را از خودش می گیرد و جای آن می نشیند.

اولین گام در این دوستی "حقیقت" است که مسخ می شود. حقایق به چیز دیگری تبدیل می گردند. در این مرحله است که انسان خود سازنده حقایق مجازی خواهد بود. حقایقی که در هیچ عرصه ای وجود ندارند. حقایقی پر از تهی. حتی وجود در آنها رخنه نکرده است تا چیزی گردند. خیالی باطل که تار و پودش از وهم و تصوری است که زائیده هیچ است. زائیده شدن ایسم ها و ایده های مختلف که با راه فطرت میانه ای ندارند از نتایج همین مرحله است.

این مرحله، مرحله ایست که در آن نگاه انسان تغییر می کند. کم کم با خودش فاصله می گیرد. نور، دیگر راهنمای دیدن او نیست. ظلمت است که دست او را می گیرد و بهر سمتی که می خواهد می کشاند.

گام دوم در این دوستی، "هویت" انسان است که دگرگون می شود. هویتی که محصول فطرت و دین و فرهنگ وعلم است به کناری گذاشته می شود. دوستی عمیقتر در این مرحله هویت انسان را لگدکوب می کند و بتدریج به نیستی و تباهی می کشاند.

هویت جدیدی در این گام بر انسان پوشانده می شود. هویت جدید پوششی می گردد که بر قلب و عقل و جوارح انسان سایه می افکند و آنها را از سرچشمه نور و منبع حقیقت دور می سازد. الینه شدن انسان و بدور افتادن وی از هویت خود در این مرحله شکل می گیرد. انسان به چنان موجودی تبدیل می شود که حتی دیگر برای خودش شناخته شدنی نیست. تعامل عقل و قلب و انسان در این مرحله کاملا مختل می شود. عقل نه حریف قلب می شود و نه انسان حریف هر دو. و هر سه اسیر در عرصه تن.

گام سوم در این دوستی "حرکت" انسان است که به کنترل در می آید. انسان در این وضعیت به عروسکی می ماند که اختیار حرکت ندارد. دیگری است که او را به حرکت وامیدارد. در این مرحله است که عمل، هر گونه عمل، که ریشه در حرکت دارد، از آن انسان نیست. انسان این گام، نماز را در آینه دیگران به قیام می برد. و زهد و سختی را برای رضای دیگران بر خود هموار می کند و ترک لذات را برای شیرینی کام دیگران بر می گزیند. حرکت که حیات انسان در گرو آن است، به سکونی متحرک تبدیل می شود که انسان را در این تحرک نیز اختیاری نیست. انسان این مرحله خود به ظلمت تبدیل می شود. ظلمتی می شود که دیگران را در خود دفن می کند. به قبرستانی تبدیل می شود که بوی تعفن آن همه روح و تن را تسخیر می کند. مردابی می شود که هیچ موجود زنده ای نمی تواند در آن طاقت حیات داشته باشد. چراغ حیات قلب، در این مرحله خاموش می شود. و انسان در درون لایه های ظلمات، به ظلمت ابدی می پیوندد.

در این مرحله است که "خدا" نیز ذبح می شود. خدا، برای انسان، حتی چیز دیگری نیست که در کنار دیگران قرار گیرد. خدایی که خود خالق است، حتی در جایگاه مخلوق نمی نشیند تا شایسته توجه گردد. مخلوقات جای خالق را می گیرند.

و چه درد آور است انسانی که فرشتگان به سجده او بر می خیزند خود به دیگران سجده کند. خدای را به فراموشی بسپرد و مخلوق را در جای او بنشاند. ریشه های وصل خود با خدای را با دستان خود قطع کند و حیات خود را به دست نیستی و تباهی بسپرد.

گام چهارم در این دوستی "رابطه" است که فرو می ریزد. رابطه انسان با قلبش که چراغ راهنمای رابطه او با خداوند است. فرو ریختن دیوار این رابطه، فرو ریختن انسانیت انسان است. در این مرحله انسان موجود دیگری است. با خود نیز فاصله گرفته است. نه او قلبش را می شناسد و نه قلبش او را. رابطه او با دیگران نیز از جنس مجاز است. حقیقت و واقعیت در آن راهی نمی یابند. عصر جدائی انسان از خود و خدا از همین زمان آغاز می گردد. چراغهای رابطه در این عصر همه خاموشند. انسان این عصر چراغ خاموش در بیراهه ها می تازد. نیستی همچون خوره ای وجود او را می جود و در خود می بلعد. مرگ انسان تنها پایان حیات وی در این جهان نیست.  جهان دیگر نیز مرگ مکرری به سراغ او می رود که هرگز رنگ حیات را بخود نخواهد دید.

نفاق کورترین گره انسان عصر کنونی است.


چهارشنبه 30 اردیبهشت‌ماه سال 1394 @ 21:24

همزمان با هفته روابط عمومی مطرح شد: پیشنهاد حسن بشیر برای راه‌اندازی «سازمان نظام روابط عمومی»

همزمان با هفته روابط عمومی مطرح شد:

پیشنهاد حسن بشیر برای راه‌اندازی «سازمان نظام روابط عمومی»


همشهری آنلاین: ارتباطات > روابط‌ عمومی

چهارشنبه 30 اردیبهشت 1394 - 20:44:01 | کد مطلب: 295735


دکتر حسن بشیر استاد ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع) در گفت‌وگویی ضمن تشریح ابعاد حقوقی نهاد روابط عمومی در ایران، تشکیل «سازمان نظام روابط عمومی» را به عنوان راهکاری برای ارتقای عملکرد روابط عمومی‌ها و نظارت بر رعایت قوانین و مقررات این حوزه پیشنهاد کرد. مشروح این گفت‌وگو در ادامه آمده است:

ابعاد حقوقی مترتب بر روابط عمومی‌ها در ایران که می‌تواند از یک حیث ناظر بر جایگاه حقوقی آنها و از جنبه‌ای مربوط به قوانین و مقررات موضوعه آن باشد را تشریح بفرمایید.

دکتر حسن بشیر: روابط عمومی‌ به عنوان یک بخش از سازمان - دولتی، نیمه‌خصوصی یا خصوصی از نظر جایگاه و وضعیت حقوقی، تابع سازمان خود هستند و در یک ساختار دولتی، جایگاه تشکیلات روابط عمومی، اصولاً تابع بالاترین مقام سازمان بوده و از نظر اجرایی از نوعی نظارت بر سایر واحدهای تابعه سازمان برخوردار است که این به عنوان بخشی از حقوق اجرایی روابط عمومی محسوب می‌شود.


از حیث مقررات نیز، هر چند در قانون اساسی با صراحت به نقش و جایگاه روابط عمومی اشاره‌ای نشده اما به دلیل کارکردهای روابط عمومی در حوزه‌های اطلاع‌رسانی، تبلیغات، ارتباطات، و به طور کلی بازاریابی ایده، محصول و یا تولیدات سازمان، می‌توان گفت که روابط عمومی نیز تابع مسائل حقوقی مربوط به اطلاع‌رسانی، خبررسانی و ارتباطات است.


بنابراین، روابط عمومی‌ها از طرفی به دلیل ارتباط با بالاترین مقام سازمان، از یک جایگاه نسبتاً قوی و مشخص برخوردار بوده و از منظر قانونی نیز تابعی از وضعیت کلی مربوط به مسائل ارتباطی، اطلاع‌رسانی و خبررسانی هستند.


اهتمام دولتمردان در ارتباط با قوانین و مقررات مربوط به روابط عمومی‌ها را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

مررو کلیه مصوبات و آیین‌نامه‌هایی که به نوعی قوانین روابط عمومی در ایران را شکل می‌دهند، بیانگر اهمیت روابط عمومی به عنوان یک نهاد ارتباطی برای دولت و دولتمردان است. در حقیقت، همه دولت‌ها نه تنها اهمیت و ضرورت وجود چنین نهادی در سازمان را مورد تاکید قرار داده‌اند، بلکه آن را یکی از مهمترین بخش‌های هر سازمان دانسته و در حقیقت آن را «قلب سازمان» دانسته‌اند.


در عین حال آسیبی که در این زمینه به روشنی مشاهده می‌شود، وجود نگاه نسبتاً ابزاری به روابط عمومی‌ها به مثابه بلندگوی سازمان و تبلیغ‌کننده اهداف، فعالیت‌ها و برجسته‌سازی مدیران و کارکنان آن است.


متاسفانه علیرغم وجود برخی از قوانین کلی و آیین‌نامه‌های ناظر به این حوزه ارتباطی، اما عدم وجود ضمانت کافی اجرایی باعث شده است که این حوزه دچار اختلال‌هایی در فعالیت‌ها و اهداف خود باشد که یکی از دلایل این اختلال و ضعف در ضمانت اجرایی، عدم وجود ایمان در میان مدیران سازمان‌ها به هدف اصلی و فعالیت واقعی روابط عمومی‌ها است.


روابط عمومی در ایران، بیش از آنکه به عنوان یک نهاد تعاملی شناخته شود، یک نهاد تبلیغی برای سازمان و یک صدای ارتباطی است که همیشه از طرف سازمان به سوی مردم روانه می‌شود؛ در حالیکه روابط عمومی باید آیینه سازمان در جامعه از یک سو و منعکس‌کننده آراء و ایده‌ها و نظرات مردم نسبت به سازمان از سوی دیگر باشد.


در قوانین و آیین‌نامه‌های موجود هنوز تا تحقق این مرحله از توجه به سازمان، فاصله نه چندان کمی داریم اما امیدواریم به شکل جدی مورد توجه قرار گیرد و در آینده نه چندان دور شاهد روابط عمومی واقعی و تعاملی در سطح کشور باشیم.


با توجه به اینکه در دانشگاه امام صادق (ع) از منظر فرهنگ و معارف اسلامی به ارتباطات نگاه می‌کنید، تا چه حد توانسته‌ایم از آموزه‌های اسلامی در حوزه روابط عمومی بهره بگیریم؟

بزرگترین و مهمترین قانونی که ما در این زمینه داریم «اخلاق و رفتار اسلامی» است که بیانگر شیوه و منش ارتباطی در کلیه زمینه‌ها است. ما اگرچه نیازمند نوعی از قانون مکتوب برای تفصیل این اخلاق هستیم اما در حقیقت، این اخلاق باید در کشور و در کلیه مسئولان اعم از دولتی و غیر دولتی در حوزه روابط عمومی که به شدت به این اخلاق فضیلت محور نیازمند هستند، نهادینه شود.


علیرغم داشتن چنین گنجینه اخلاقی که در آیات و روایات اسلامی نهفته است اما متاسفانه هنوز نتوانسته‌ایم، منشور حقوق روابط عمومی اسلامی را در کشور مورد تصویب قرار دهیم هر چند که در دهمین کنفرانس بین‌المللی روابط عمومی و دومین کنگره کارگزاران مسلمان روابط عمومی در سال 1391 در ایران، منشور پیشنهادی حقوق اسلامی در حوزه روابط عمومی تهیه و مطرح شد که امیدوارم به شکل جدی مورد توجه قرار گیرد. 


به هر حال در سالی که مقام معظم رهبری آن را سال «دولت و ملت؛ همدلی و همزبانی» نامیده‌اند، مهمترین وظیفه روابط عمومی تعامل دوسویه، شفاف، صادقانه، و خدمتگزارانه میان مردم و دولت است که در سایه همدلی و همزبانی می‌تواند بخوبی شکل بگیرد. این وضعیت اگر به شکل صحیح و شفاف و بر اساس صداقت و صراحت بیان شکل بگیرد می‌تواند به عنوان الگویی اسلامی در سطح منطقه و جهان مطرح شود چراکه امروزه جامعه جهانی به شدتنیازمند چنین رویکردهایی است که بر اساس فضیلت و اخلاق و انسان‌دوستی واقعی شکل بگیرد.


اگر به روابط عمومی از منظر یک نهاد حرفه‌ای نگاه کنیم، ایجاد سازوکاری نظیر تأسیس یک اتحادیه که بتواند به صورت متشکل، بر عملکرد روابط عمومی‌ها و رعایت قوانین و مقررات این حوزه نظارت کند، تا چه اندازه شدنی و تاثیرگذار است؟

انجمن‌هایی مانند انجمن متخصصان روابط عمومی و تشکل کارگزار روابط عمومی در ایران فعال است. به نظر می‌رسد آنچه که در حوزه این نگاه متشکل مورد نیاز است تشکیل «سازمان نظام روابط عمومی» شبیه آنچه که در مهندسی و پزشکی به عنوان «سازمان نظام مهندسی» یا «سازمان نظام پزشکی» وجود دارد.


ایده این سازمان نیز در دو سال پیش در دهمین کنفرانس بین‌المللی روابط عمومی نیز مطرح شد و بر همین اساس با دعوت از برخی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، موضوع تشکیل فراکسیون روابط عمومی در مجلس برای پیگیری مطالبات مربوط به روابط عمومی و ایجاد صبغه‌ای قانونی و حقوقی برای آن مطرح شده که با همین رویکرد فراکسیون مربوطه فعالیت‌های خود را آغاز کرده است.


البته در این زمینه سازمان مشابهی برای وضعیت رسانه‌ها طراحی و تصویب شده است که بر اساس اصول بیست‌ وچهارم و یکصد و شصت‌و هشتم قانون اساسی و به منظور اجرای بند «الف» ماده ۱۰ قانون برنامه پنجم توسعه، مصوب ۱۳۸۹ و حمایت از حقوق و آزادی‌های مشروع رسانه‌‌های همگانی، تنظیم مناسبات و روابط حکومت، شهروندان و روزنامه‌نگاران با یکدیگر و زمینه‌سازی برای حضور مؤثر و فعال روزنامه‌نگاران در عرصه‌های بین‌المللی بوده که به نام «سازمان نظام رسانه‌ای جمهوری اسلامی ایران» و به موجب آن قانون تشکیل شده است.


اما آنچه که در این زمینه به نظر می‌رسد اهمیت دارد، تشکیل یک سازمان مشابه برای «روابط عمومی‌ها» به عنوان مهمترین ساختار ارتباطی در کشور است. روابط عمومی‌ها بزرگترین تشکل سازمانی کشور است که مهمترین وظیفه آن ایجاد، تحکیم و تثبیت روابط میان سازمان و جامعه است و این وظیفه یک وظیفه پر اهمیتی است که می‌تواند بسیج اجتماعی، همدلی و همزبانی گسترده‌ای میان مردم و کلیه سازمان‌های کشور ایجاد کند.


در همین زمینه باید تاکید کرد که به دلیل استقلالی که روابط عمومی‌ها تا اندازه زیادی در فعالیت‌های خود دارند، این سازمان نباید یک سازمان وابسته به دولت و یا در اختیار دولت‌ها قرار گیرد، اما از طرف دیگر باید مورد حمایت و مساعدت دولت قرار گیرد تا بتواند فارغ از هر گونه فشار، تحمیل، تبلیغ ناخواسته و مدیریت نامطلوب به فعالیت‌های خود مشغول شود.


لینک:

http://hamshahrionline.ir/details/295735/Communication/pr

چهارشنبه 30 اردیبهشت‌ماه سال 1394 @ 18:44

آشنایی با قوانین روابط عمومی در ایران

آشنایی با قوانین روابط عمومی در ایران

دکتر حسن بشیر

منبع: همشهری آنلاین

ارتباطات > روابط‌ عمومی

چهارشنبه 30 اردیبهشت 1394 - 18:26:59 | کد مطلب: 295704  


روابط عمومی به شکل امروزی در ایران، طی نیم قرن شاهد پنج گام در زمینه قانونگذاری ویژه خود بوده است.


تولد روابط عمومی در ایران به معنا و مفهوم امروزی آن به نیمه مرداد ماه 1332 هجری شمسی برمی‌گردد، زمانی که مرحوم دکتر حمید نطقی در شرکت سابق نفت ایران در 15 مرداد ماه 1332 نخستین واحد روابط عمومی در ایران را بطور رسمی راه‌اندازی کرد. البته قبل از آن در وزارتخانه‌ها و دستگاه‌های دولتی بخشی با عنوان «دفتر اطلاعات و مطبوعات» وجود داشت که رابط میان سازمان دولتی و مطبوعات بود و این دفتر پس از ملی شدن صنعت نفت به نام «روابط عمومی» تغییر نام یافت.

آشنایی با مجله روابط عمومی

اولین تلاش‌ها برای وضع مقررات مربوط به روابط عمومی در ایران به سال 1348 شمسی برمی‌گردد که بنا به پیشنهاد وزارت اطلاعات و جهانگردی و با تصویب هیئت وزیران، نام دفاتر اطلاعات و انتشارات در تمامی وزارتخانه‌ها و سازمان‌های دولتی و وابسته به دولت به اداره «اطلاعات و روابط عمومی» تغییر یافت.


در تاریخ 28 اسفند ماه 1353 شمسی نیز اولین آیین‌نامه روابط عمومی تحت عنوان «واحدهای اطلاعات و انتشارات روابط عمومی وزارتخانه‌ها و موسسات دولتی» بنا به پیشنهاد وزارت اطلاعات و جهانگردی (فرهنگ و ارشاد) به تصویب رسید که در آن ضمن لحاظ روابط عمومی برای هر وزارتخانه و موسسه دولتی، بر وظایف این واحد و نیز واحدهای اطلاعات و انتشارات وزارتخانه‌ها و موسسات دولتی در مواردی چون نشر اخبار، امور تبلیغاتی و بازرگانی، برنامه‌های ارتباطی و اطلاعاتی و انتشاراتی و سمعی و بصری، تنویر افکار عمومی، هماهنگی مصاحبه‌های مسئولان، انتشار جوابیه‌های مطبوعاتی و اعلام وعده‌های مسئولان و نتایج آن به وزارت اطلاعات و جهانگردی تصریح شده بود.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، اولین بخشنامه روابط عمومی در 16 اردیبهشت 1364 صادر شد که نهایتا با مصوبه جلسه 16 تیر ماه همان سال هیئت دولت تلاش کرد که روابط عمومی‌ها را به فعالیت‌های اصلی خود بازگرداند. در همین زمینه می‌توان به بخشنامه دولت در 23 خرداد 1374 نیز اشاره کرد که جایگاه و خطوط کلی وظایف روابط عمومی وزارتخانه‌ها و سازمان‌های دولتی را مشخص کرده بود.

در 23 اردیبهشت ماه 1386 نیز آیین‌نامه نحوه فعالیت، وظایف و اختیارات روابط عمومی دستگاه‌های اجرایی صادر شد. و بالاخره می‌توان گفت از آخرین مواردی که دولت در این زمینه اقدام کرده است اصلاح آئین‌نامه نحوه فعالیت، وظایف و اختیارات روابط عمومی دستگاه‌های اجرایی در 24 مهر ماه 1391 است.

البته تشکیل شورای اطلاع‌رسانی در هر دستگاه دولتی که آئین‌نامه آن در جلسه مورخ 3 تیر ماه 1377 در شورای اطلاع‌رسانی دولت به تصویب رسید و در آن به چگونگی تعیین و حدود وظایف سخنگو در سازمان‌های دولتی و تشکیل شورای اطلاع‌رسانی در آن سازمان‌ها اشاره دارد را می‌توان در قلمروی مقررات ناظر بر روابط عمومی‌ها محسوب کرد.

لینک:

http://hamshahrionline.ir/details/295704/Communication/pr

سه‌شنبه 29 اردیبهشت‌ماه سال 1394 @ 22:19

روابط عمومی‌ها نیازمند قانون جامع؛ گفتگو با روزنامه ایران

کارشناسان در گفت‌و‌گو با «ایران» و به مناسبت 27 اردیبهشت روز ارتباطات و روابط عمومی تأکید کردند:

روابط عمومی‌ها نیازمند قانون جامع

 

منبع: روزنامه ایران، شماره: 5932، مورخ: سه شنبه: 29/2/1394

 

حمیده گودرزی

 

یکی از نهادهایی که به جوامع نوین تعلق دارند و به عنوان سرشاخه‌های ارتباطی با جامعه محسوب می‌شوند، روابط عمومی‌ها هستند. این نهاد که در ابتدا برای گفت‌و‌گو با مردم شکل گرفته بود رفته رفته با رشد روزافزون کارکرد تبلیغاتی در واحدهای روابط عمومی، ماهیت‌اش تغییر یافت. به طوری که هربار تعریف تازه‌ای از عملکرد آن ارائه می‌شد. حال آنکه از ابتدای قرن بیستم تاکنون حدود 472 تعریف برایش در نظر گرفته شده است. در حال حاضر نیز این نهاد در کشور به عنوان مردمی‌ترین بخش از هرمجموعه به شمار می‌آید و با هدف تسهیل ارتباط میان سازمان‌ها با محیط درونی و بیرونی، مخاطبان، افکار عمومی، رسانه‌ها و سازمان‌های دیگر ایجاد شده است. ضمن اینکه با ایفای کارکردهای اطلاع‌رسانی و اطلاع‌یابی، ایجاد و حفظ ارتباطات دوسویه و تفاهم متقابل بین سازمان و مخاطبان و جلب اعتماد و مشارکت مخاطبان به سازمان، کمک به مدیریت برای همگام شدن با تغییرات محیطی، نزدیک کردن نگرش‌های مخاطبان با سازمان و بالعکس به پویایی و رشد و توسعه سازمان‌ها کمک می‌کند. اما نکته حائز اهمیت اینکه با وجودگذشت بیش از ۵۰ سال از تشکیل روابط عمومی در سازمان‌های دولتی ایران، هنوز کارکردهایش با فلسفه واقعی آن در سازمان‌ها فاصله دارد و نتوانسته به جایگاه مناسب خود دست یابد و نقش‌های مؤثر خود را در عرصه درون و برون‌سازمانی ایفا کند. بنابه اعتقاد بسیاری از متخصصان و کارشناسان روابط عمومی، جایگاه فعلی روابط عمومی در ایران چندان رضایت بخش نیست و از ظرفیت‌های موجود بخوبی بهره‌برداری نمی‌شود همچنین در زمینه حقوقی، پیشرفت قابل توجهی به دست نیامده است. اگرچه برخی از کارشناسان معتقدند که در بخش مقررات و بستر‌های حقوقی، قوانین خوب و به روزی وجود دارد اما ضمانت و پشتوانه اجرایی آن بشدت ضعیف و ناکارآمد است و همین امر سبب شده تا بسیاری از آیین نامه‌های روابط عمومی قابلیت اجرایی پیدا نکنند.

 

دکتر محمد مهدی مظاهری- استاد دانشگاه و رئیس کنگره جهانی کارگزاران مسلمان روابط عمومی - در خصوص تاریخچه قانونگذاری در وضعیت و مقررات مربوط به روابط عمومی‌ها می‌گوید: با رشد چشمگیر دیوانسالاری دولتی در ایران از آغاز دهه پنجاه، برای نخستین بار در سال 1353 بود که مجموعه مقرراتی ناظر بر فعالیت روابط عمومی‌ها در 28 اسفند 1353 از سوی هیأت وزیران به تصویب رسید و سپس طی سال‌های 1361تا1391 تغییرات زیادی پیدا کرد. در حال حاضر نیز وضعیت حقوقی روابط عمومی‌ها مبتنی بر آیین نامه «نحوه فعالیت، وظایف و اختیارات روابط عمومی دستگاه‌های اجرایی» مصوب هیأت وزیران در جلسه 23 اردیبهشت 1386و اصلاحیه آن در 26 فروردین 91 است. وی با بیان اینکه آیین نامه مذکور به پیشنهاد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، معاونت حقوقی و امور مجلس رئیس‌جمهوری و شورای اطلاع‌رسانی دولت و به استناد اصل یکصد و سی و هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تدوین و تصویب شده اظهار داشت: <در ماده 10 این آیین نامه تمامی آیین‌نامه‌ها، دستورالعمل‌ها و بخشنامه‌های مغایر از جمله تصویب ‌نامه سال1353 ملغی شده است. این آیین‌نامه در 11 ماده، نحوه فعالیت، وظایف و اختیارات روابط عمومی دستگاه‌های اجرایی را تشریح می‌کند.

اما موضوع حائز اهمیت اینکه، بر اساس ماده دو «این آیین نامه اهم فعالیت‌های روابط عمومی هر وزارتخانه یا سازمان، ‎‎‎اجرای سیاست‌های اطلاع‌‌رسانی دولت، همکاری با رسانه‌های جمعی برای انعکاس مناسب عملکردهای بخش‌های مختلف، پاسخگویی به ابهام‌ها و اطلاع‌رسانی درخصوص آن دستگاه، تهیه و اجرای طرح‌های تبلیغاتی سازمان، اجرای مناسب مراسم و مناسبت‌ها، ایجاد حسن رابطه بین کارکنان و مسئولان دستگاه مربوط از طریق برگزاری جلسات داخلی، نظارت بر انتشارات ونشریات دستگاه، مدیریت پایگاه‌های اطلاع‌رسانی الکترونیک دستگاه و افکارسنجی عمومی و دستگاهی است.» این درحالی است که براساس ماده 3 «امورارتباطی، تبلیغاتی و اطلاع‌رسانی دستگاه‌های اجرایی مشمول ماده (١٦٠) قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران مصوب١٣٨٣باید تابع خط مشی‌ها و سیاست‌های اجرای دولت باشد.» همچنین بر اساس ماده ٩ «دستگاه‌ها موظفند حداقل دودرهزار بودجه جاری ستادی و استانی خود را به تفکیک برای فعالیت‌های روابط عمومی و اطلاع‌رسانی درنظرگیرند...»

جایگاه حقوقی روابط عمومی‌ها

با توجه به قوانین به روز که در خصوص روابط عمومی‌ها وجود دارد سؤال اینجاست که در حال حاضر روابط عمومی‌ها از لحاظ حقوقی در چه جایگاهی قرار دارند؟

دکتر حسن بشیر استاد ارتباطات بین‌الملل درباره وضعیت حقوقی روابط عمومی‌ها می‌گوید: <روابط عمومی‌ها در اصل بخشی از هر سازمان اعم از دولتی یا نیمه خصوصی یا خصوصی هستند. بنابراین، در نگاه کلی می‌توان گفت: روابط عمومی‌ها به دلیل اینکه بخشی از یک سازمان هستند، پس از نظر جایگاه و وضعیت حقوقی هم تابع آن سازمان هستند. به عنوان مثال، در یک ساختار دولتی، جایگاه تشکیلات روابط عمومی‌ها، به طور اصولی تابع بالاترین مقام سازمان است. از نظر اجرایی نیز، از نوعی حق نظارت بر سایر واحدهای تابعه سازمان برخوردار است که در واقع بخشی از حقوق اجرایی آن است. در قانون اساسی نیز، اگر چه به نقش و جایگاه روابط عمومی به شکل صریح اشاره نشده، اما به دلیل کارکردهای آن‌که به طور عمده اطلاع رسانی، تبلیغات، ارتباط سازمان با مردم و به طور کلی بازاریابی ایده، محصول یا تولیدات سازمان است، تابع مسائل حقوقی مربوط به اطلاع رسانی، خبررسانی و ارتباطات است. البته در قانون به مواردی از قبیل ممنوع بودن تفتیش عقاید، آزادی مطبوعات، ممنوع بودن ضبط و فاش کردن مکالمات تلفنی و سانسور و انتشار مذاکرات مجلس از رادیو و روزنامه رسمی به عنوان برخی از نقش‌های کلیدی اشاره شده که زمینه‌هایی را برای مدیریت مناسب و مطلوب روابط عمومی فراهم کرده است. با این دیدگاه می‌توان گفت: روابط عمومی‌ها از یک سو به دلیل ارتباط با بالاترین مقام سازمان از جایگاه به نسبت قوی و مشخصی برخوردار هستند و از سویی دیگر از منظر قانونی تابعی از وضعیت کلی مربوط به مسائل ارتباطی، اطلاع‌رسانی و خبررسانی هستند.>

ضعف و قوت قوانین روابط عمومی‌ها

دکتر محمدمهدی مظاهری در حالی که تبصره 1 ماده 2 آیین نامه مصوب 1386 و اصلاحیه مصوب 1391 و تبصره١ ماده 4 را از نقاط قوت قوانین روابط عمومی‌ها می‌داند، درباره نقاط ضعف این قانون نیز اظهار داشت: بیش از همه جامعیت و فراگیری قوانین موجود جای نقد و شبهه دارد. اصلاحیه‌های متعدد و پیاپی نشان از ضعف یا کافی نبودن قوانین موجود یا تناسب نداشتن قوانین با شرح وظایف روابط عمومی‌ها است. از سوی دیگر نباید از نظر دور داشت که روابط عمومی‌ها به عنوان مردمی‌ترین بخش از هرمجموعه باید به گونه‌ای عمل کنند که با سریعترین روش، یافته‌ها را به بالاترین مقام آن دستگاه برساند تا در تصمیم‌ها و اقدام‌های آتی لحاظ شود، زیرا هرچه این یافته‌ها دقیق تر، جامع‌تر و با عمق بیشتری تهیه و منتقل شود، نتایج بهتری در راستای رفع نیازمندی و جلب رضایتمندی مردم حاصل خواهد شد. به این ترتیب روابط عمومی موفق، مدیریت ارتباط یک سازمان با مخاطبان آن را به صورت برنامه‌ریزی شده و سنجیده به منظور ایجاد تفاهم و استقرار اطمینان به عنوان وظیفه اصلی خود دنبال می‌کند. در این راستا نیز روابط عمومی باید مدیریت استراتژیک ارتباطات برای کمک به سازمان‌ها باشد، تا ارتباطات سودمند دوجانبه و پایداری را میان سهامداران آن شرکت ایجاد کند. به عبارت دیگر، روابط عمومی کارا و مؤثر نباید فقط با منافع سازمان سر وکار داشته باشد، بلکه باید نیازها، ارزش‌ها و منافع مخاطبان سازمان را نیز در نظر داشته باشد. اما متأسفانه در قوانین موجود ناظر بر فعالیت روابط عمومی‌ها کمترین توجهی به این بخش نشده است.

دکتر بشیر نیز در این باره بیان می‌کند: مروری بر تمامی مصوبات و آیین نامه‌ها در این زمینه که به شکل مستقیم یا غیرمستقیم با حوزه روابط عمومی مرتبط است، بیانگر اهمیت این نهاد ارتباطی برای دولت و دولتمردان است. در حقیقت، همه دولت‌ها نه تنها اهمیت و ضرورت وجود چنین نهادی در سازمان را مورد تأکید قرار داده‌اند، بلکه آن را یکی از مهمترین بخش‌های هر سازمان و در حقیقت آن را «قلب سازمان» دانسته‌اند. اما آنچه در این زمینه به روشنی مشاهده می‌شود، وجود نگاه ابزاری به روابط عمومی‌ها به مثابه، بلندگوی سازمان و تبلیغ‌کننده اهداف، فعالیت‌ها، برجسته‌سازی مدیران و کارکنان آن است. در حقیقت، روابط عمومی در ایران، بیش از آنکه یک نهاد تعاملی شناخته شود، نهادی تبلیغی برای سازمان و یک صدای ارتباطی است که همیشه از طرف سازمان به سوی مردم روانه می‌شود؛ در حالی که روابط عمومی باید از یکسو آیینه سازمان و از سوی دیگر منعکس‌کننده آرا و نظرات مردم نسبت به سازمان باشد. البته در قوانین و آیین نامه‌های موجود هنوز تا تحقق این مسأله فاصله چندانی نداریم که امیدواریم به شکل جدی مورد توجه قرار گیرد و در آینده نه چندان دور شاهد روابط عمومی واقعی و تعاملی در سطح کشور باشیم.

روابط عمومی‌ها نیازمند انجمن صنفی

یکی از معضلات روابط عمومی‌ها نداشتن اتحادیه صنفی و حرفه‌ای در سطح کشور است که این موضوع می‌تواند در عملکرد دقیق روابط عمومی‌ها و رعایت قوانین و مقررات مربوطه نیز تأثیر‌گذار باشد.

 دکتر حسن بشیر در این باره می‌گوید: به طور کلی در کشور روابط عمومی‌ها انجمن‌هایی دارند که در سایه این انجمن‌ها به طور معمول کارهای خود را انجام می‌دهند، مانند انجمن متخصصان روابط عمومی و تشکل کارگزار روابط عمومی که معروف‌ترین تشکل‌ها در این زمینه هستند. البته در جلساتی که با عنوان کنفرانس بین‌المللی روابط عمومی ایران و با همت کارگزار روابط عمومی تشکیل می‌شود، کمیته‌ای علمی با حضور نمایندگان دانشگاه‌های مختلف کشور و نیز برخی از چهره‌های شاخص و با تجربه در روابط عمومی تشکیل شده است که در آن بحث ایجاد یک چتر فراگیر برای فعالیت روابط عمومی‌ها مطرح شده که با استقبال خوبی نیز روبه‌رو شده است. اما به نظر می‌رسد آنچه در این زمینه نیاز داریم تشکیل «سازمان نظام روابط عمومی است.» شبیه آنچه در مهندسی و پزشکی به عنوان «سازمان نظام مهندسی» یا «سازمان نظام پزشکی» وجود دارد. تفکر شکل‌گیری این سازمان نیز دو سال پیش در دهمین کنفرانس بین‌المللی روابط عمومی مطرح شد و بر همین اساس با دعوت از برخی نمایندگان مجلس شورای اسلامی، موضوع تشکیل فراکسیون روابط عمومی در مجلس برای پیگیری مطالبات مربوط به روابط عمومی و ایجاد سبقه‌ای قانونی و حقوقی برای آن مطرح شد که با همین رویکرد فراکسیون مربوطه فعالیت‌های خود را آغاز کرده است. البته در این زمینه سازمان مشابهی برای وضعیت رسانه‌ها طراحی و تصویب شده است که البته بر اساس اصول بیست‌ وچهارم و یکصد و شصت‌و هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و به منظور اجرای بند «الف» ماده ۱۰ قانون برنامه پنجم توسعه، مصوب ۱۳۸۹ و حمایت از حقوق و آزادی‌های مشروع رسانه‌های همگانی، تنظیم مناسبات و روابط حکومت، شهروندان و روزنامه نگاران با یکدیگر و زمینه‌سازی برای حضور مؤثر و فعال روزنامه نگاران در عرصه‌های بین‌المللی بوده است که نام آن «سازمان نظام رسانه‌ای جمهوری اسلامی ایران» است. اما آنچه در این زمینه اهمیت دارد، تشکیل یک سازمان مشابه برای مهمترین ساختار ارتباطی در کشور است که «روابط عمومی ها» هستند. در همین زمینه باید تأکید کرد به دلیل استقلالی که روابط عمومی‌ها تا اندازه زیادی در فعالیت‌های خود دارند، این سازمان نباید یک سازمان وابسته به دولت باشد یا در اختیار دولت‌ها قرار گیرد. اما از طرف دیگر باید مورد حمایت و مساعدت دولت قرار گیرد تا بتواند فارغ از هر گونه فشار، تحمیل، تبلیغ ناخواسته و مدیریت نامطلوب به فعالیت‌های خود مشغول شود.

دکتر مظاهری با اشاره به اینکه تشکیل اتحادیه صنفی روابط عمومی‌ها تأثیرات مثبتی روی فعالیت آنها به جا خواهد گذاشت، معتقد است: در واقع اتحادیه‌های صنفی تشکیل می‌شوند تا از این راه به بهبود کیفیت و بالابردن سطح کیفی مجموعه واحدها، در کنار تمهید تدابیری برای مقابله با تخلفات و همچنین انجام وظیفه اطلاع‌رسانی درباره اتفاقات حوزه‌های مرتبط با صنف مورد نظرکمک کند. در مورد روابط عمومی‌ها نیز بخصوص با توجه به پراکندگی بسیار زیاد آنها در سراسر کشور، تشکیل یک اتحادیه صنفی از یک سو موجب ایجاد وحدت در آرا و نظرات و افزایش امکان تأثیرگذاری بر روندهای اداری و سیاسی موجود در کشور به نفع واحدهای روابط عمومی و مراجعان‌اش خواهد شد. از سوی دیگر با نزدیک کردن استانداردهای کیفی و حرفه‌ای تمام واحدها در اقصی نقاط کشور با معیارهای موجود در مرکز، می‌تواند منجر به خدمت‌رسانی بهتر به مردم شود. برای نمونه آشنا شدن تمامی اعضای اتحادیه صنفی با قوانین موجود در این حوزه یکی از مزایای تشکیل این صنف خواهد بود. بنابراین برای اینکه مسئولان روابط عمومی بتوانند، وظایف خود را بدون مواجه شدن با مشکلات و بر خورد با قوانین انجام دهند باید با آیین نامه‌های اجرایی و مقررات دولتی که به طور کامل با کار آنها مرتبط است، آشنا باشند، چرا که آثار تبعی و تأثیرات سوء کارهای خلاف قانون و مقررات مسئولان روابط عمومی در سرنوشت سازمان بسیار اثر‌گذار خواهد بود؛ چرا که نخست مردم، سازمان‌ها و مقام‌های دولتی، به طور عموم گفته‌ها و نوشته‌های مسئولان روابط عمومی را در حقیقت، نظر سازمان مربوطه می‌شناسند. در نتیجه هر لغزش و اقدام خلاف قانون روابط عمومی را به حساب مدیران مؤسسه و سازمان می‌گذارند. دوم اینکه: سرشت و طبیعت کارهای روابط عمومی طوری است که انعکاس آن در معرض افکار عمومی قرار گرفته و به آگاهی تعداد زیادی از مردم می‌رسد. چنانچه اگرخطا و عمل خلاف قانونی از مسئولان روابط عمومی سر بزند به سرعت همه از آن مطلع شده و اعتبار و صلاحیت مدیران آن سازمان زیر سؤال می‌رود و باید به این نکته به عنوان یک رسالت حرفه‌ای و اخلاقی اعتقاد راسخ داشته باشیم که پرسشگری یک حق و پاسخگویی صحیح به آن به صورت شفاف و صادقانه یک وظیفه است. به این ترتیب تشکیل چنین اتحادیه‌ای هم در راستای منافع روابط عمومی‌ها و هم در نهایت بستری برای حرفه‌ای، تخصصی و کیفی شدن خدمات این واحدها و در نهایت در راستای اهداف مخاطبان سازمان‌ها خواهد بود.

تدوین قانون جامع برای روابط عمومی‌ها

موضوع دیگر بحث برخورداری روابط عمومی‌ها از یک قانون جامع است زیرا به اعتقاد برخی از کارشناس‌ها، در بخش مقررات و بستر‌های حقوقی قوانین خوب و به روزی وجود دارد اما ضمانت و پشتوانه اجرایی آن بشدت ضعیف و ناکارآمد است. همین مسأله نیز باعث شده تا بسیاری از آیین نامه‌های روابط عمومی قابلیت اجرایی پیدا نکند.

دکتر مظاهری معتقد است: نگاهی مختصر به تعدد و حتی گاهی تعارض قوانین ناظر بر فعالیت روابط عمومی‌ها طی چهار دهه گذشته بخوبی نشان می‌دهد که خلأ قانونی روشنی دراین بخش وجود دارد. این فقدان پایگاه حقوقی الزام آور و فراقوه‌ای در مورد روابط عمومی‌ها باعث شده تا به شکلی تغییرناپذیر، روابط عمومی هر سال سهمی قابل توجه از مقررات و بخشنامه‌ها داشته باشد. برای نمونه تنها  طی سال 1393، هفت بخشنامه، منشور و دستورالعمل در این مورد تدوین و ابلاغ شده است. اما این وضعیت از یک سو موجب سردرگمی مدیران و کارمندان روابط عمومی‌ها شده و از سوی دیگر امکان ایجاد تغییرات گسترده در شرح وظایف روابط عمومی‌ها با تغییر دولت‌ها را در پی دارد. نتیجه این شرایط ممانعت از حرفه‌ای شدن روابط عمومی ادارات و انجام وظایف محوله به نحو مطلوب و شایسته خواهد بود. از این رو به نظر می‌رسد تدوین یک قانون جامع برای فعالیت روابط عمومی‌ها می‌تواند این نابسامانی‌ها را کاهش داده و زمینه‌ساز فعالیت حرفه‌ای و تخصصی کارشناسان این حوزه در دستگاه‌های مختلف شود.

دکتر بشیر نیز با تأیید این موضوع اظهار داشت: هنوز قانون جامعی در مورد روابط عمومی نداریم، همان‌گونه که اشاره شد، به طور کلی به موضوع ارتباطات، اطلاع رسانی، رسانه‌ها و تبلیغات توجه شده است که روابط عمومی نیز مصداقی از این موارد دانسته شده است. با وجود برخی از قوانین کلی و آیین نامه‌های ناظر به این حوزه ارتباطی، نبود ضمانت کافی اجرایی در این حوزه باعث ایجاد اختلال‌هایی در فعالیت‌ها و اهداف آن شده است. یکی از دلایل این ضعف در ضمانت اجرایی، نبود اعتقاد قلبی در میان اغلب مدیران سازمان‌ها به هدف اصلی و فعالیت واقعی روابط عمومی‌ها است. روابط عمومی‌ها باید یک نهاد تعاملی، شفاف، صادق و ارتباطی باشند، نه اینکه به هر قیمت مطیع خواسته‌های سازمان»، یا به عبارتی «بوق سازمان باشند». بنابراین به نظر می‌رسد که این معضل اساسی در همین نکته نهفته است. بزرگترین و مهمترین قانونی هم که در این زمینه داریم «اخلاق و رفتار اسلامی» است که بیانگر شیوه و منش ارتباطی در تمامی زمینه‌ها است. باوجود بهره‌مندی از چنین گنجینه اخلاقی که در آیات و روایات اسلامی نهفته است، اما متأسفانه هنوز نتوانسته‌ایم، منشور حقوق روابط عمومی اسلامی را در کشور و جهان مورد تصویب قرار دهیم. در همین جا لازم است اشاره شود که در دهمین کنفرانس بین‌المللی روابط عمومی و دومین کنگره کارگزاران مسلمان روابط عمومی در سال 1391 منشور پیشنهادی حقوق اسلامی در حوزه روابط عمومی تهیه و مطرح شد که امیدوارم به شکل جدی مورد توجه قرار گیرد.

وی در پایان با طرح پیشنهادی در خصوص بهبود وضعیت روابط عمومی‌ها در ایران، می‌گوید: روابط عمومی نه تنها باید در سطح درون کشوری مورد توجه قرار گیرد، بلکه فراتر از آن به عنوان نهادی فراکشوری، بین‌المللی و جهانی باید مورد توجه قرار گیرد. هرگونه فعالیت در داخل ایران می‌تواند به مثابه الگو در جهان مطرح شود که نقش روابط عمومی‌ها در این زمینه به طور کامل روشن و برجسته است، در سالی که رهبر معظم انقلاب آن را سال «دولت و ملت؛ همدلی و همزبانی» نامیده‌اند، مهمترین وظیفه روابط عمومی‌ها تعامل دوسویه، شفاف، صادقانه و خدمتگزارانه میان مردم و دولت است که در سایه همدلی و همزبانی می‌تواند بخوبی شکل بگیرد. این وضعیت اگر به شکل صحیح و شفاف و بر اساس صداقت و صراحت بیان شکل بگیرد می‌تواند به عنوان الگویی جهانی در سطح منطقه و جهان مطرح شود که امروزه بشدت جامعه جهانی نیازمند چنین رویکردهایی است که بر اساس فضیلت، اخلاق و انسان دوستی واقعی شکل گیرد.

لینک:

http://iran-newspaper.com/?nid=5932&pid=18&type=0

یکشنبه 27 اردیبهشت‌ماه سال 1394 @ 21:31

حسن بشیر: «هفته تعطیلی» به جای «هفته بزرگداشت» برای روابط عمومی مطرح شود

حسن بشیر:

«هفته تعطیلی» به جای «هفته بزرگداشت» برای روابط عمومی مطرح شود

 

منبع: همشهری آنلاین

HAMSHAHRIONLINE

یکشنبه 27 اردیبهشت 1394 - 20:30:55 | کد مطلب: 295321

 ارتباطات > روابط‌ عمومی - همشهری آنلاین:


دکتر حسن بشیر همزمان با هفته روابط عمومی عنوان کرد: برای اینکه نقش روابط عمومی در ایجاد ارتباط، تفاهم، تعامل و تبادل اطلاعات، تولیدات و تصمیمات بیشتر مورد توجه قرار گیرد، پیشنهاد می‌شود که یک هفته، فقط یک هفته، روابط عمومی‌ها در سطح کشور فعالیت‌های تبلیغاتی و خبری و ارتباطی خود را تعطیل کنند و به جای آن فقط چهار محور را مورد پیگیری قرار دهند.

 

دکتر حسن بشیر استاد ارتباطات و عضو هیأت علمی دانشگاه امام صادق (ع) در گفت‌وگویی همزمان با هفته روابط عمومی، در پی طرح پیشنهاد «تعطیلی یک هفته‌ای روابط عمومی‌ها»، گفت: به نظر می‌رسد اگر هر سال نه یک هفته، بلکه یک ماه و یا یک فصل کامل نیز بزرگداشتی در این رابطه صورت گیرد، باز هم آنچه که مورد نظر است، به دست نخواهد آمد. به نظرم به جای یک هفته بزرگداشت روابط عمومی، «هفته تعطیلی روابط عمومی» مطرح شود.

 

وی چهار محور را برای پیگیری در این یک هفته به کارگزاران روابط عمومی پیشنهاد کرد:

 

به جای اینکه در صدد تبلیغ برای سازمان باشند، در صدد بررسی اشکالات، انتقادات و طرح‌های تبلیغاتی و ارتباطی سازمان باشند. یک هفته صادقانه و صمیمانه در این زمینه بنشینند و مطالعه کنند، بررسی نمایند و به صورت جدی به موضوع روابط عمومی فکر کنند که چگونه می‌تواند رابطه سازمان را با جامعه بهبود بخشد.

قطعا مدیران در وضعیت مزبور، ارزیابی خاص خود از مهم یا غیرمهم بودن روابط عمومی‌ها در سازمان خواهند داشت. به عبارت دیگر در این شرایط است که مدیران سازمان بطور واقعی با مساله ضرورت یا عدم ضرورت روابط عمومی‌ها روبرو خواهند شد و به عبارتی با یک «واقع‌گرایی عملیاتی» روبرو خواهند بود. در این صورت، بهترین زمینه به وجود خواهد آمد که مدیران با کارشناسان و کارگزاران روابط عمومی در این زمینه بررسی‌های خود را آغاز کنند و مسائل را با واقعیت بیشتری مورد کنکاش قرار دهند.

مردم، با این واقعیت جدید روبرو خواهند بود که چیزی در جامعه تغییر کرده است. یک شرایط جدیدی ایجاد شده است که بدون دخالت تبلیغات با واقعیت تولیدات روبرو شوند. این شرایط درجه نیازمندی جامعه را به تبلیغات روابط عمومی‌ها روشن‌تر می‌کند. آیا واقعا این تبلیغات توانسته‌اند نیازهای اجتماعی جامعه را برآورده سازند؟ آیا در جهت بالندگی اجتماعی حرکت کرده‌اند؟ آیا جامعه در نبودن آنها احساس خلأ کرده است؟ به هر حال این مسائل باید روزی مورد بررسی قرار گیرند و در این هفته می‌توان نوعی از نیازسنجی را انجام داد.

مهم‌تر از همه توجه کارشناسان و کارگزاران روابط عمومی‌ها به خود است. این هفته فرصتی طلایی برای «خودبازنگری» خواهد بود که به دور از قیل و قال تبلیغاتی، این افراد به خود بیایند و «خودارزیابی» از خود و فعالیت‌های خود داشته باشند. آیا واقعاً منافع سازمان را در جهت منافع کشور می‌بیند؟ آیا تا کنون صادقانه و با شفافیت کامل با مردم صحبت کرده‌اند؟ آیا ضعف‌ها و کاستی را به مردم منعکس کرده‌اند؟ آیا دستاوردها را به صورتی که وجود دارند بدون مبالغه مطرح کرده‌اند؟ و آیا اخلاق ارتباطی را بطور کامل به اجرا گذاشته‌اند؟

بشیر در بخشی از این گفت‌وگو با اشاره به حجم قابل توجه فعالیت‌های سالانه انجمن‌های مرتبط با روابط عمومی‌، گفت: متاسفانه می‌بینیم که سازمان‌ها و دولت که به یک معنا باید حمایت کافی و لازم از فعالیت‌های اجتماعی کشور داشته باشد، توجه کافی به این حوزه مهم ارتباطی ندارند. اینکه می‌گویم دولت، مقصودم دولت خاصی نیست. اتفاقا همه دولت‌ها بعد از انقلاب اسلامی، البته بطور کلی، توجهاتی به این حوزه داشته‌اند اما اقدامات عملی در این زمینه متاسفانه کمتر صورت گرفته است و بیشتر به آئین‌نامه‌هایی اکتفا شده است که بیش از آنکه تاثیرگذار باشند، با گذشت زمان و عدم تاثیرگذاری، مأیه ناامیدی شده‌اند.

 

این استاد ارتباطات افزود: حوزه روابط عمومی، حوزه بسیار مهمی است. اصولا نوعی از دیپلماسی درونی و بیرونی کشور در سطح کلان است که باید مورد توجه قرار گیرد. سازمان، هر سازمان، بدون حوزه ارتباطی که به نام حوزه روابط عمومی نامیده شده است، نمی‌تواند با جامعه مرتبط باشد. این ارتباط، ارتباط ساده نیست. نوعی از «گفتمان‌سازی» است، گونه‌ای از «تفاهم دائمی» است و به عبارتی ایجادسازی یک «معنای مشترک» میان سازمان و مردم است. بنابراین، نه تنها ضرورت دارد که باید مورد توجه قرار گیرد، بلکه حیات سازمان به آن وابسته است.

 

وی گفت: هم اکنون بیش از جشن گرفتن سالروز ارتباطات و روابط عمومی، علاقمندان و کارشناسان روابط عمومی در صدد بوده‌اند که در سال‌های اخیر، «هفته روابط عمومی» را نیز مطرح کنند و این هفته را جشن بگیرند و فعالیت‌هایی را در این زمینه داشته باشند. تحلیل گفتمانی طرح این هفته، این است که آن‌قدر روابط عمومی در دیدگاه مدیران، کارشناسان، کارگزاران و مردم جامعه اهمیت پیدا کرده است که یک روز برای بزرگداشت این حوزه کم بوده و نیازمند یک هفته است. اما تحلیل عمیق‌تر آن می‌تواند بیانگر آن باشد که روابط عمومی‌ها تاثیرگذاری یک روز را برای طرح اهمیت و متقاعدسازی سازمان و جامعه در مورد روابط عمومی را کافی ندانسته و با طرح یک هفته، در صدد هستند که حداقل یک جریان و یک گفتمان ارتباطی در حوزه روابط عمومی ایجاد کنند.

 

دکتر بشیر تصریح کرد: زمینه‌سازی فعالیت برای علاقه‌مندان روابط عمومی فراتر از یک هفته فعالیت در این زمینه است. در حقیقت، مساله در «باور سازمانی» و «اعتقاد مردمی» نهفته است. به عبارت دیگر در شرایطی که هنوز سازمان بطور کلی و مدیران سازمان بطور اخص، باور جدی در مورد کارکردهای ارتباطی روابط عمومی ندارند و جامعه نیز اثرات این ارتباط را بخوبی مشاهده نکرده‌اند، نمی‌توان دل به این کارها بست. البته این مساله به معنای عدم تاثیرگذاری حداقلی این نوع فعالیت‌ها نیست.

 

منبع: برگرفته از وب سایت شخصی دکتر حسن بشیر   

یکشنبه 27 اردیبهشت‌ماه سال 1394 @ 14:38

در گفتگو با دکتر حسن بشیر، پیشنهاد گردید: «هفته تعطیلی روابط عمومی ها»

 در گفتگو با دکتر حسن بشیر

پیشنهاد گردید:

«هفته تعطیلی روابط عمومی ها»


دکتر حسن بشیر، نامی آشنا در حوزه ارتباطات و روابط عمومی است. وی استاد ارتباطات بین الملل است که کارشناسی ارشد و دکترای خود را در حوزه ارتباطات بین الملل از دانشگاه های انگلستان گرفته است. وی در سالهای 1380 تا 1384 مدیر آکادمی اکسفورد برای تحصیلات عالی در شهر آکسفورد انگلستان و مدتی نیز رئیس مرکز مطالعات اسلامی لندن بوده اند. نامبرده در سال 1384، پس از اقامت طولانی در انگلستان به کشور بازگشت و در دانشگاه امام صادق (ع) مشغول تدریس و پژوهش گردید. در ده سال گذشته مسئولیت های مدیر گروه دین و ارتباطات، معاون پژوهشی و رئیس دانشکده معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات دانشگاه امام صادق (ع) را عهده دار شدند و هم اکنون سردبیر دوفصلنامه دین و ارتباطات این دانشگاه می باشند.

نامبرده علاوه بر اینکه چندین بار پژوهشگر برتر شناخته شده اند، از وی بیش از 20 کتاب تالیفی و ترجمه ای و ده ها مقاله علمی پژوهشی تا کنون منتشر شده است.


س: آقای دکتر چرا در سالروز ارتباطات و روابط عمومی، موضوع هفتة تعطیلی روابط عمومی ها را مطرح می کنید؟

ج: در مورد روابط عمومی ها تا کنون صحبت های زیادی شده است. هم اکنون سه تجمع سالیانه بزرگ وجود دارد که می توان آنها را مهمترین تجمع ها در حوزه روابط عمومی دانست. اولی: کنفرانس بین المللی روابط عمومی ایران، دومی: همایش روابط عمومی الکترونیک و سومی: سمپوزیوم روابط عمومی است. تلاش مسئولان و همکاران این سه تجمع نیز قابل تقدیر است. بهر حال تلاش در این حوزة مهم، باید صورت گیرد. از طرف دیگر، برخی از انجمن ها در این رابطه نیز وجود دارند که شاید بتوان گفت مهمترین آنها «انجمن متخصصان روابط عمومی» است که بیشترین فعالیت ها را در این زمینه دارد.

تقریبا و حداقل در یک دهه اخیر که موضوع روابط عمومی ها به عنوان یک بحث نسبتاً داغ و ضروری در کشور مطرح بوده، بسیاری از سخنان در این زمینه طرح شده اند. کتاب های زیادی نیز در این رابطه نوشته شده است. مؤسسة «کارگزار روابط عمومی» بیش از 100 کتاب در این زمینه از استادان و صاحب نظران منتشر کرده است، انتشارات سیمای شرق، اگر چه فعالیت انتشاراتی خود را در چند سال اخیر آغاز کرده اما کتاب های متعددی در این زمینه منتشر نموده است. بنابراین می توان گفت که اگر صحبتی در این زمینه بوده است حداقل به اشکال مختلف مطرح شده و سازمان ها و مدیران و کارگزاران آنها تا اندازه زیادی با این نوع مطالب آشنایی پیدا کرده اند.

علیرغم این همه حجم قابل توجه از فعالیت، اما متاسفانه می بینیم که نه سازمان ها و نه در نهایت دولت که به یک معنا باید حمایت کافی و لازم از فعالیت های اجتماعی کشور داشته باشد، توجه کافی به این حوزه مهم ارتباطی دارند. اینکه می گویم دولت، مقصودم دولت خاصی نیست. اتفاقا همه دولت ها بعد از انقلاب اسلامی، البته بطور کلی، توجهاتی به این حوزه داشته اند، اما اقدامات عملی در این زمینه متاسفانه کمتر صورت گرفته است و بیشتر به آئین نامه هایی اکتفا شده است که بیش از آنکه تاثیرگذار باشند، با گذشت زمان و عدم تاثیرگذاری، مأیه ناامیدی شده اند.

حوزه روابط عمومی، حوزه بسیار مهمی است. اصولا نوعی از دیپلماسی درونی و بیرونی کشور در سطح کلان است که باید مورد توجه قرار گیرد. سازمان، هر سازمان، بدون حوزه ارتباطی که به نام حوزه روابط عمومی نامیده شده است، نمی تواند با جامعه مرتبط باشد. این ارتباط، ارتباط ساده نیست. نوعی از «گفتمان سازی» است، گونه ای از «تفاهم دائمی» است و به عبارتی ایجادسازی یک «معنای مشترک» میان سازمان و مردم است. بنابراین، نه تنها ضرورت دارد که باید مورد توجه قرار گیرد، بلکه حیات سازمان به آن وابسته است.


س: آقای دکتر، اگر این حوزه اهمیت زیادی دارد، چرا پیشنهاد تعطیلی یک هفته ای آن را مطرح می کنید؟

ج: اتفاقا سوال اصلی همین است و نیازمند توضیح کافی است. ببینید، هم اکنون بیش از جشن گرفتن سالروز ارتباطات و روابط عمومی، علاقمندان و کارشناسان روابط عمومی در صدد بوده اند که در سالهای اخیر، «هفته روابط عمومی» را نیز مطرح کنند و این هفته را جشن بگیرند و فعالیت هایی را در این زمینه داشته باشند. تحلیل گفتمانی طرح این هفته، این است که آنقدر روابط عمومی در دیدگاه مدیران، کارشناسان، کارگزاران و مردم جامعه اهمیت پیدا کرده است که یک روز برای بزرگداشت این حوزه کم بوده و نیازمند یک هفته می باشد. اما در حقیقت، تحلیل عمیقتر آن می تواند بیانگر امر دیگری نیز باشد. اینکه روابط عمومی ها تاثیرگذاری یک روز را برای طرح اهمیت و متقاعدسازی سازمان و جامعه در مورد روابط عمومی را کافی ندانسته و با طرح یک هفته، در صدد هستند که حداقل یک جریان و یک گفتمان ارتباطی در حوزه روابط عمومی ایجاد نمایند. شاید این کار، برای مدتی بتواند بیش از آنکه اصل مساله را محقق سازد، نوعی از زمینه سازی فعالیت برای علاقه مندان روابط عمومی ایجاد نماید، اما موضوع فراتر از یک هفته فعالیت در این زمینه است. در حقیقت، مساله در «باور سازمانی» و «اعتقاد مردمی» نهفته است. به عبارت دیگر در شرایطی که هنوز سازمان بطور کلی و مدیران سازمان بطور اخص، باور جدی در مورد کارکردهای ارتباطی روابط عمومی ندارند و جامعه نیز اثرات این ارتباط را بخوبی مشاهده نکرده اند، نمی توان دل به این کارها بست. البته این مساله به معنای عدم تاثیرگذاری حداقلی این نوع فعالیت ها نیست. بهر حال هر اقدام، در هر حوزه، می تواند تاثیراتی را بر جای گذارد که این فعالیت ها نیز تابع همین قانون کلی است.

اما آیا با چنین حرکاتی واقعیت روابط عمومی ها برای سازمان و جامعه بخوبی روشن شده است و به یک جریان ضروری اجتماعی که توانسته باشد اثرات فراوانی بر توسعه و تحولات کشور بگذارد مورد توجه قرار گرفته است؟ قطعا پاسخ این سوال، خیلی مثبت نیست. و اینجاست که باید به این مساله توجه فراتری صورت گیرد. بنظر می رسد اگر هر سال نه یک هفته، بلکه یک ماه و یا یک فصل کامل نیز بزرگداشتی در این رابطه صورت گیرد، باز هم آنچه که مورد نظر است، به دست نخواهد آمد. در این رابطه چاره چیست؟


س: اتفاقا، سوال بعدی ما در این زمینه همین بود، پس چاره چیست؟

ج: بنظرم به جای یک هفته بزرگداشت روابط عمومی، «هفته تعطیلی روابط عمومی» مطرح گردد. البته این تعطیلی به معنای اعتراض یا مخالفت نیست، بلکه آنچه که در این زمینه مورد نظر چیز دیگری است که باید به شکل دقیق مورد توجه قرار گیرد.

هر امر ضروری که به شکل جدی مورد توجه قرار نگیرد، بیانگر این است که مشکلی جدی در رابطه با آن وجود دارد. به عنوان مثال، موضوع آب در کشور یک امر بسیار جدی است، اما بهیچ وجه به عنوان یک «بحران دائمی» مورد توجه نبوده است. نه مسئولان و نه مردم و نه رسانه ها به شکل جدی به آن نپرداخته اند و زمانی که مقدار ریزش باران کمی افزایش می یابد و مقداری از سدهای ما با آب روبرو شوند، این موضوع مطرح می شود که بحران آب مهار است و دیگر جای نگرانی نیست. در حالیکه واقعا مساله آب یک بحران جدی است و اگر به شکل خاص و دائمی مورد برنامه ریزی نشود، قطعا کشور را با نوعی از مهاجرت روبرو خواهد کرد و جغرافیای کشور به شدت از این مساله متأثر خواهد شد. روابط عمومی نیز اگر چه به اندازه آب اهمیت ندارد، یا حداقل اهمیت آن احساس نمی شود، اما همه اذعان دارند که یک امر ضروری برای ایجاد ارتباط، تفاهم، تعامل و تبادل اطلاعات، تولیدات و تصمیمات است. بنابراین عدم توجه کافی به این امر مهم می تواند نوعی از بحران را ایجاد نماید. در این وضعیت اگر اطلاعات بخوبی به جامعه منتقل نشود، تولیدات به شکل مناسب به جامعه معرفی نشود و تصمیمات در سطح جامعه به صورت بهینه منتقل نشوند، یک بحران اجتماعی و فرهنگی و احیانا سیاسی می تواند به وجود آید که بیش از بحران آب می تواند کشور را دچار اختلال کند. اگر به این مقوله به لحاظ آثار آن توجه گردد، آنگاه اهمیت روابط عمومی مشخص تر می شود. برای اینکه این وضعیت مورد توجه قرار گیرد، پیشنهاد می شود که یک هفته، فقط یک هفته، روابط عمومی ها در سطح کشور فعالیت های تبلیغاتی و خبری و ارتباطی خود را تعطیل کنند و به جای آن به یک امر بسیار مهم بپردازند که مهمترین محورهای آنها را مطرح می کنم.

نخست: به جای اینکه در صدد تبلیغ برای سازمان باشند، در صدد بررسی اشکالات، انتقادات و طرح های تبلیغاتی و ارتباطی سازمان باشند. یک هفته صادقانه و صمیمانه در این زمینه بنشینند و مطالعه کنند، بررسی نمایند و به صورت جدی به موضوع روابط عمومی فکر کنند که چگونه می تواند رابطه سازمان را با جامعه بهبود بخشد.

دوم: قطعا مدیران در وضعیت مزبور، ارزیابی خاص خود از مهم یا غیرمهم بودن روابط عمومی ها در سازمان را خواهند داشت. به عبارت دیگر، در این شرایط است که مدیران سازمان بطور واقعی با مساله ضرورت یا عدم ضرورت روابط عمومی ها روبرو خواهند شد و به عبارتی با یک «واقعگرایی عملیاتی» روبرو خواهند بود. در این صورت، بهترین زمینه به وجود خواهد آمد که مدیران با کارشناسان و کارگزاران روابط عمومی در این زمینه بررسی های خود را آغاز کنند و مسائل را با واقعیت بیشتری مورد کنکاش قرار دهند.

سوم: مردم، با این واقعیت جدید روبرو خواهند بود که چیزی در جامعه تغییر کرده است. یک شرایط جدیدی ایجاد شده است که بدون دخالت تبلیغات با واقعیت تولیدات روبرو شوند. این شرایط درجه نیازمندی جامعه را به تبلیغات روابط عمومی ها روشنتر می کند. آیا واقعا این تبلیغات توانسته اند نیازهای اجتماعی جامعه را برآورده سازند؟ آیا در جهت بالندگی اجتماعی حرکت کرده اند؟ آیا جامعه در نبودن آنها احساس خلأ کرده است؟ بهر حال این مسائل باید روزی مورد بررسی قرار گیرند و در این هفته می توان نوعی از نیازسنجی را انجام داد.

چهارم: مهمتر از همه توجه کارشناسان و کارگزاران روابط عمومی ها به خود می باشد. این هفته فرصتی طلائی برای «خودبازنگری» خواهد بود که به دور از قیل و قال تبلیغاتی، این افراد به خود بیایند و «خودارزیابی» از خود و فعالیت های خود داشته باشند. آیا واقعا منافع سازمان را در جهت منافع کشور می بیند؟ آیا تا کنون صادقانه و با شفافیت کامل با مردم صحبت کرده اند؟ آیا ضعف ها و کاستی را به مردم منعکس کرده اند؟ آیا دست آوردها را به صورتی که وجود دارند بدون مبالغه مطرح کرده اند؟ و آیا اخلاق ارتباطی را بطور کامل به اجرا گذاشته اند؟

بهر حال ما نیازمند یک فرصت برای ارزیابی خود و فعالیت های سازمان داریم. متاسفانه این فرصت هیچ گاه به دست نمی آید. تازه با وجود هفته روابط عمومی، فعالیت های کارشناسان و کارگزاران این حوزه بیشتر می شود و هر کس به این فکر است که به گونه ای خود، سازمان، فعالیت ها و رویکردهای خود را مطرح کند. اما در این رابطه جایی برای ارزیابی و نقد از فعالیت ها خود باقی نمی ماند.


س: آقای دکتر، فکر می کنید که آیا این پیشنهاد عملی است؟ و اگر اتفاق بیفتد مثلا سازمان بطور جدی تر، اهمیت بیشتری به موضوع روابط عمومی خواهد داد؟

ج: ببینید اصولا هر پیشنهادی قوت ها و ضعف های خود را دارد. شاید بزرگداشت ها و سالگردها برای روابط عمومی ها عاملی برای مطرح شدن جدی تر آنها باشد، اما اگر در این روزها و هفته ها، کارگزار روابط عمومی سازمان، به سازمان خود نپردازد و زمینه هایی برای اظهار وجود بیشتری برای مدیران خود تهیه نکند، اصولا این روزها و هفته ها برگزار خواهند شد؟ بنظر می رسد که این امر بسیار بعید باشد. لذا باید به فکر چارة دیگری افتاد. آنچه که پیشنهاد شده است شاید به نتیجة کافی و قطعی نرسد، اما می تواند تلنگری برای سازمان و جامعه و کارشناسان و کارگزاران باشد که باید به فکر چاره بود. در شرایط کنونی، ما منتظر یک تحول بزرگ در چند ماه آینده هستیم که امیدواریم با موفقیت هایی که در پرونده هسته ای به دست خواهیم آورد، درهای کشورهای دیگر به روی ما بازتر شود و ارتباطات کشور در حد وسیعتری با جهان صورت گیرد. آیا ما برای این مرحله آمادگی کافی داریم؟ قطعا در هر سازمانی اعم از دولتی و غیردولتی روابط عمومی مهمترین مسئولیت برقراری این ارتباط را دارد؟ آیا روابط عمومی ها در این سطح هستند؟ آیا به ادبیات جهانی ارتباطات و روابط عمومی آشنایی دارند؟ آیا به زبان تعامل با جهان آشنا هستند؟ آیا اخلاق رفتاری مناسب برای ارتباط با دیگران را در سازمان و افراد دست اندرکار نهادینه کرده اند که بتوانند این مسئولیت را بخوبی انجام دهند؟ و صدها سوال دیگر که معمولا بدون پاسخ می ماند. ما باید برای این مرحله سرمایه گذاری جدی بکنیم. مرحله جدید، اگر بخوبی مدیریت نشود می تواند به یک بحران فرهنگی و هویتی تبدیل شود. ارتباطات در این زمینه تنظیم کننده درون و بیرون انسان در جامعه است. اگر این وضعیت به یک تعادل مناسب نرسد، بحران اجتماعی و فرهنگی به وجود می آید و نوعی از خودبیگانگی به دلیل هجوم ارتباطات بیرونی به کشور به وجود خواهد آمد که قطعا از بحران های دیگر اگر بیشتر نباشد، کمتر نخواهد بود.

لینک ها:

http://www.shara.ir/view/16690/


  

http://iaprs.ir/?p=1526

جمعه 25 اردیبهشت‌ماه سال 1394 @ 10:06

بزرگترین نعمت زندگی من؛ به یاد شیخ اخلاق، حضرت آیت ا...مهدوی کنی (ره)

بزرگترین نعمت زندگی من

(به یاد شیخ اخلاق، حضرت آیت ا...مهدوی کنی (ره))


بر سر مزارت نشسته ام و تو را می خوانم بدون هیچ حجابی. قامتی بودی به بلندای خودت که بینظیر بود. شیخ اخلاق هستی و عارف زمانه. فقیه نستوه و مبارز آگاه بودی و فراتر از همه «عالم با بصیرت».

هیچگاه تو را اینگونه شفاف ندیده بودم در زندگی خود. اما آن روز بر سر مزارت دانستم که در عین نبودن، حاضری و در عین مردن، زنده ای و ما مردگانی بیش نیستیم که ادای زنده ماندن را در می آوریم.

عهد خود را تجدید کردم با تو، همچون هر سال که در آغاز آن تو را زیارت می کردم. و امروز نیز چنین کردم. عهد من و تو هنوز استوار و پابرجاست. نه زمانه آن را به تباهی می برد و نه اغیار آن را به بیراهه می کشانند.

محکم و استوار بر همان عهدی هستم که هرگاه به زیارت تو می آمدم در همان آغاز زمزمه می کردی: «هل انت علی العهد الذی کنّا علیه» (آیا تو بر همان عهدی که بین ما تو بود، هستی؟) و من خاضعانه عرض می کردم: آری، انشاء ا... همین طور است.

اکنون بر سر مزارت آمده ام تا آن عهد و بیعت را تجدید کنم. در همان آغاز صدای تو در ذهن و قلبم می پیچد. گویی زمین و آسمان دهان شده بودند و با تو زمزمه می کردند: هل انت علی العهد......آیا تو بر همان عهدی......و من فریاد می زدم که آری، با قلبم و روحم و جوارحم.

صدای من چون کبوتری در آسمان به پرواز در آمد و در دستان تو جای گرفت. صدا گاهی تجسمی می شود که می توان آن را لمس کرد، گرفت و در قلب و دستان خود جای داد.

آرام می گیرم از اینکه باز مرا پذیرا شدی همچون روزهایی که علیرغم سختی ها و تراکم کارها مرا می پذیرفتی برای سلامی و تجدید بیعتی.

شکر می کنم خداوندگار را که مرا با تو آشنا کرد.

بزرگترین نعمت زندگی ام را همین می دانم، و بس.


حسن بشیر

پس از زیارت مزار حضرت آیت ا...مهدوی کنی در روز پنجشنبه مورخ 24/2/1394- شهر ری، بارگاه عبدالعظیم حسنی.

 

یکشنبه 6 اردیبهشت‌ماه سال 1394 @ 16:40

خلاصه کتاب حقوق فناوری اطلاعات

 

 

خلاصه کتاب حقوق فناوری اطلاعات

نوشته: اندرو موری

در لینک ذیل:

http://anthropology.ir/node/15862

 

سه‌شنبه 1 اردیبهشت‌ماه سال 1394 @ 12:32

مخاطرات ناسیونالیسم نژادی


مخاطرات ناسیونالیسم نژادی

 دکتر حسن بشیر

استاد ارتباطات بین‌الملل

 

منبع: روزنامه ایران- شماره: 5910- سه شنبه 1 اردیبهشت 1394

 

«ناسیونالیسم» و «نژادگرایی» دو روی یک سکه‌ هستند که اگر یک روی آن در یک جامعه برجسته شود، روی دیگر آن نیز در عمل و رفتار اجتماعی تجلی می‌یابد. اسلام، برای از بین بردن چنین رفتار فردی و اجتماعی و جلوگیری از رشد آن به مثابه یک آنومی، «برابری انسان‌ها» را به عنوان یک اصل مهم اسلامی و «تقوی» را شاخص آن قرار داد.با چنین رویکردی، اسلام، هیچگاه ملت‌ها و یا زبان‌های گوناگون را نفی نکرد، اما ناسیونالیسم افراطی را یک رویکرد ناشایست و نژادگرایی را یک امر ضداسلامی خواند و راه دوری از این بیماری اجتماعی را «برابری انسان‌ها» از هر جنس و رنگ و‌نژاد و احترام به «انسان» در شرایط عام خود دانست. حادثه تعرض به دو نوجوان ایرانی در فرودگاه جده، بیش از آنکه به مثابه یک اقدام ناشایست و شنیع بین دو فرد تلقی شود، در سطح کلان، مسأله ناسیونالیسم و نژادپرستی را به شکل کور و در برخی موارد با احساسات تند و غیرعقلانی و به‌دور از منطق برجسته نمود. ملت ایران، ملت متمدنی است که با اسلام آوردن، تمدن آن متعالی، هدفمند و الهی شد. مهمترین شاخصه این ملت، فهم بلند و منطق استوار آنها است که توانست ادبیات اسلامی را در حوزه‌های مختلف خود غنی‌تر کند و اتفاقاً بیشتر اندیشمندان بزرگ مسلمان آن، به زبان عربی سخن گفتند و کتاب‌های خود را با این زبان به نگارش در آوردند. در هیچ برهه‌ای از تاریخ اسلامی، علی رغم اینکه برخی از دولت‌های گذشته در جهان اسلام، کشتارها و جنایت‌هایی مرتکب شده‌اند، اما هیچگاه حتی یک اندیشمند ایرانی و یا جامعه اسلامی ایران آن زمان، این رویدادها را به عنوان تقابل عرب و عجم ندانسته و واژه «عرب‌ستیزی» کمترین جایگاهی در میان ادبیات ما داشته‌است. حادثه فرودگاه جده نیز، به دلایل فراوان، نباید به عاملی برای گسترش «نژادپرستی» و «عرب‌ستیزی» در جامعه اسلامی ما که خود در بخش‌هایی از تاریخ قربانی این‌گونه رویکردها بوده است، بدل شود.

 

1‌ -اصولاً نژادپرستی هیچ جایگاهی در اسلام ندارد. قرآن کریم به زبان عربی است. پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم(ع) ما همگی در جامعه عربی و در منطقه حجاز که امروز عربستان سعودی بخش مهمی از آن را تشکیل می‌دهد، متولد شده‌اند و به زبان عربی سخن گفته‌اند.

عشق و علاقه ایرانیان به خاندان اهل بیت(ع) تا آنجا پیش رفته‌است که هیچگاه این وابستگی عربی، به مثابه یک امر «جداکننده فرهنگی و اجتماعی و دینی» تلقی نشده‌است، بلکه به عاملی پیوند دهنده و همدل‌کننده فرض شده‌است.

 

2‌ -بیداری اسلامی در جهان اسلام که عمدتاً در جهان عرب است، در عشق و علاقه آنان به حضرت امام خمینی(ره)، انقلاب اسلامی و ملت ایران ریشه دارد.

شکل‌گیری این بیداری خود بزرگترین نشانه طرد تفکر «ایران‌ستیزی» است که استکبار جهانی و ایادی آنها در منطقه، در تلاش است که آن را به یک «ویژگی عمومی جوامع عربی» تبدیل کند.

جنگ صدام علیه ایران، خود بزرگترین توطئه در همین جهت بود که با شکست نهایی روبه‌رو شد.

 

3‌ ‌- ایران ما از اقوام مختلف و از جمله قوم عرب تشکیل شده‌است که تعهد همه آنان به نظام اسلامی، رهبر معظم انقلاب و دولت جمهوری‌اسلامی هیچگاه کمرنگ نشده‌است.

طرح شعارهای «نژادپرستانه مبتنی بر عرب‌ستیزی» وحدت اجتماعی کشور را نشانه می‌رود و جریانی نامقدس برای دورکردن اقوام ایرانی از همدیگر و توطئه‌ای بزرگ برای گسترش کینه و انتقامجویی در میان ایرانیان است که البته مردم هوشمند ما آگاهند به دست‌ها و نیت‌های پنهانی که درصدد آسیب‌رساندن به وجهه دین و اخلاق و وحدت ایرانیان هستند.

 

4‌-جداسازی مسائل اجتماعی از یکدیگر و ارزیابی اقداماتی که توسط افراد، جوامع و دولت‌ها در همه سطوح صورت می‌گیرد، باید به شکل منطقی، به دور از احساسات تند با توجه به مصالح ملی،

آینده‌نگری و مهمتر از آن بر اساس اصول مسلم اسلامیصورت گیرد.

تجربه جامعه ما در بحران‌های مختلف اجتماعی، سیاسی و فرهنگی همیشه به گونه‌ای بوده‌است که سربلند از همه تجربه‌ها برخاسته و توطئه‌هایی که در تلاش بوده‌اند که بدنه جامعه اسلامی را در دام تفرقه بیندازد، را در نطفه خفه کرده‌است.

5‌-آنچه در فرودگاه جده اتفاق افتاد، حتی اگر به شکل برنامه‌ریزی‌شده انجام گرفته‌باشد، بیش از آنکه بخواهد احساسات ملت ایران را جریحه‌دار کند(که بشدت جریحه‌دار کرده است)، اهداف مهمتری را نشانه رفته‌است که آثار آن در گونه‌های مختلف «عرب‌ستیزی»، «دین‌ستیزی»، «حج‌ستیزی»، «قوم‌ستیزی» و برجسته‌سازی نوعی از «نژادپرستی ایرانی» و «بازگشت به جاهلیت غیراسلامی» تجلی یافته‌است که می‌تواند در سطح کلان خود، نوعی از گسترش درگیری ایران با همسایگان عرب، دورکردن قوم عرب‌زبان ما از انقلاب و جامعه ایران را هدف گرفته‌باشد و بالاخره به شکست کشاندن «دیپلماسی تعامل با جهان» و بویژه کشورها و ملت‌های منطقه را در نظر داشته‌باشند که سیاست مهم دولت تدبیر و امید بوده‌است و آثار موفقیت‌های آن در دوران این دولت تا اندازه زیادی دیده شده‌است.

 

6‌-ایستادگی و استقامت ایران بر اهداف خود در پرونده هسته‌ای، کشتار بیرحمانه ملت مسلمان یمن توسط عربستان، موفقیت‌های به‌دست آمده در همکاری ایران و عراق در شکست‌دادن داعش و راندن آنان از مناطق مختلف و بسیاری از حوادث مهم جهانی و منطقه‌ای، جامعه ایران اسلامی و به‌طور کلی جهان اسلام را با حقانیت انقلاب اسلامی، حمایت جمهوری اسلامی از جوامع اسلامی، ایستادگی نظام اسلامی و رهبری آن در کنار ملت‌های مظلوم و تلاش برای حل مشکلات آنان، آشناتر و آگاه‌تر کرده‌است و در مقابل آن وابستگی برخی از رژیم‌های عربی و منطقه به استکبار جهانی، بیرحمی و استبداد برخی از حکام منطقه و فساد و تباهی آنان را برملا کرده است که خود دستاوردهای مهمی برای جوامع اسلامی منطقه به شمار می‌روند.

حادثه جده، در برابر همه آنچه گفته شد در تلاش بوده‌است که جوامع اسلامی، بویژه جامعه اسلامی ایران را از وضعیت کنونی جهان و منطقه دور کند و آن را درگیر حرکت‌های نژادپرستانه در اشکال عرب‌ستیزی و غیره سازد و به خیال خام خود به وجهه دین، اخلاق و ملیت ایرانیان آسیب رسانند.

7 -قطعاً تجربه عمیق اجتماعی و سیاسی از آنچه در این زمینه در فرودگاه جده اتفاق افتاده‌است، می‌تواند به یک آزمایشی بزرگ برای ملت و فرهنگ ما بدل شود که از سویی می‌تواند جدیت رژیم عربستان را با اقدام فوری در محاکمه عاملان آن حادثه نشان دهد، همچنین ایستادگی دولت در پیگیری این حادثه و دفاع از حقوق ملی را به نمایش درآورد و مهمتر از همه توطئه «عرب‌ستیزی» و گرایش به رویکرد «نژادپرستی» را با اخلاق بلند و فهم عمیق جامعه ایرانی با شکست روبه‌رو سازد.


لینک:

http://iran-newspaper.com/?nid=5910&pid=17&type=0

( تعداد کل: 428 )
   1       2       3       4       5       ...       43    >>